چالش هاي سكتور زراعت افغانستان

مهمترين و عمده ترين چالش اين سكتور ملي عبارت است از سطح پائين مولديت سكتور زراعت و مالداري مي باشد. به اساس نظريات متخصصين اين رشته فهرست وار به ترتيب ميپردازيم: 

  1. عدم دسترسي كافي، دوامدار و مطمئن دهاقين به مالداران به منابع آب و شيوه هاي معاصر آبياري
  2. عدم دسترسي كافي دهاقين به تخم هاي اصلاح شده بذري، كودكيمياوي و ادويه هاي كيمياوي و پائين بودن كيفيت عوامل توليد در ماركيت
  3. عدم دسترسي كافي، مطمئن و پايدار دهاقين و مالداران به منابع كريديت و قرضه
  4. پائين بودن نرخ محصولات زراعتي
  5. ارتباط ضعيف دهاقين با ماركيت هاي عوامل توليد و محصولات زراعتي و مالداري
  6. فيصدي بلند تلفات حيوانات و طيور
  7. كاهش سطح توليدات حيواني بخصوص گوشت، شير و فرآورده هاي لبني
  8. شيوع امراض و آفات نباتي و كاهش حاصلات ناشي از آنها (٣٠ الي ٤٠ فيصد)
  9. عدم موجوديت و يا ناكافي بودن قوانين تنظيمي در سكتور زراعت
  10. محدود بودن ظرفيت كاري و تخنيكي اداره هاي زراعت مركز و ولايات
  11. قطع بيرحمانه و غير مسئولانه جنگلات و قاچاق آن به خارج
  12. نقش محدود زنان در فعاليت هاي زراعتي
  13. عدم توجه به سازماندهي جوانان و نوجوانان به مقصد تقويه نقش آنها در فعاليت هاي سكتور زراعت در روستاها
  14. سوء تغذي در بين فاميل هاي روستايي
  15. عدم دسترسي دهاقين به ماشين آلات زراعتي و خدمات ميكانيزه
  16. سيستم مغلق و كهنه اداري و مالي
  17. مركزيت در اداره
  18. ارتباط ضعيف وزارت زراعت با جامعه دهقان و مالدار كشور
  19. بروز حالات اضطرار و حوادث طبيعي
  20. ضايعات محصولات زراعتي قبل و بعد از رفع حاصل
  21.  

مفاهيم اساسي علم اقتصاد

تعريف اقتصاد:

كلمه اقتصاد از دو كلمه لاتين اُيكُس به معني خانواده و نُمُس به معني روش تركيب شده كه با هم معني قواعد خانواده را ميدهد. داكتر ف.فضل اقتصاد را چنين تعريف نموده است: اقتصاد عبارت از كوشش هاي منطقي انسانها براي تشخيص و اولويت بندي احتياجات و خواهشات نامحدود جامعه و نيز انتخاب، اختصاص و تركيب مطلوب و موثر منابع كمياب توليد از يكطرف و از جانب ديگر از توليد محصولات و خدمات و صورت توزيع و مصرف آنها در حال و آينده و نيز از مناسبات اقتصادي، اجتماعي و حقوقي كه در جريان توليد و توزيع كالاها و خدمات در بين افراد جامعه به ميان مي آيد، بحث مي كند.

نظام اقتصادي:

عبارت از مجموعه اي از نهادهاي توليدي و مصرفي همراي با ارزشها، باورها، ابزارها و وسايل موسساتي ( قوانين، مقررات، عادات، رسم و رواجها و اخلاقيات) است كه ذريعه آنها منابع موجود در جامعه براي رفع ضروريات و ارضاي خواسته هاي مردم مورد استفاده قرار ميگيرد.

 

نشانه كمال

يكي از نشانه هاي كمال روح انساني اين است كه اهميت انتخاب هاي خويش را درك مي كند. يك انتخاب يعني يك اقدام، انتخاب يعني بوجود آورنده يك فعل از عدم، انتخاب يعني توجه به زاويه مورد پسند، انتخاب يعني خواستن شي اي با اختيار، انتخاب يعني ميان همه فقط يكي، انتخاب يعني عمل در مقابل احساس قبلً محسوس، انتخاب به معني قبول نمودن پيامد هاي بعدي به صورت اختياري، انتخاب اوج اختيار انسان است. طوريكه در نخست تحرير گرديد (كمال انسان در انتخاب هايش مستور است)!

چرا همه ما انسانهاي عصر فعلي عصباني هستيم؟

با عرض سلام و احترام خدمت شما خواننده معزز اين تارنامه تقديم مي نمايم، اميد است از گزند روزگار در امان باشيد.

موضوع خيلي جالبي در فكرم خطور كرد كه عنوان همين نوشتار را تشكيل ميدهد، من نمي خواهم دلايل اينكه چرا ما انسانهاي قرن بيست و يك در مجموع پرخاشگر شده ايم را بيان نمايم. هركس دليل عصبانيت خاص خود را دارد و توجيه مي نمايد. اما منحيث يك شاهد رفتار انسانهاي دور و برم به صورت واضح عمل پرخاشگري را مي نگرم. اين معضل رفتار اجتماعي در درون مجتمع به كودكان و اطفال نيز سرايت كرده است. بسياري از اطفال نازنين كه اميد فرداي ما و مشعل فروزنده شام پيري ما هستند؛ به اندك ترين بي توجهي رفتار پرخاشگرانه و تهاجمي از خود بروز مي دهند كه بعضي اوقات باعث تعجب ما بزرگسالان ميگردد. شايد بتوان از ميان اين رفتار غير اجتماعي كه سر دچار آن گرديده ايم به بسياري از مسايل مخفي رفتاري پي ببريم. طور مثال مي توان چنين تذكر به عمل آورد: رفتار پرخاشگرانه اطفال با وجود محبت و لطف والدين يا همنشينان اثر مستقيم امواج راديويي يا ستلايتي (مأهواره اي) باشد؟ همچنان اثر مستقيم مواد كيمياوي كه در خوراكه باب (توليدات زراعتي مانند جبرليگ) استفاده مي شود؛ داشته باشد؟ اين چنين رفتار ها زماني بروز مي كند كه اطفال به چيزي كه ميخواهند دست پيدا نكنند. (ادامه اين بحث در نوشتار بعدي...)  با عرض حرمت فرهاد شامخ سيدخيلي