*** جملات تکان دهنده ***

 *** جملات تکان دهنده ***

 اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر

*** جملات تکان دهنده ***

عطر های گرون قیمت رو ول کن ، آدم باید بوی اعتماد بده

*** جملات تکان دهنده ***

زندگی
چه با خلاف
چه بی خلاف
چه برخلاف
میگذرد

*** جملات تکان دهنده ***

اگر بودنتون به زندگی کسی معنا میده ، زندگیش رو بی معنی نکنین

*** جملات تکان دهنده ***

خدایا یا نوری بیفکن یا توری
ماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس می ترسد !

*** جملات تکان دهنده ***

مادر یعنی آرامش
پدر یعنی آسایش
خدا هرگز این دوتارو از ما نگیره

*** جملات تکان دهنده ***

واقعا چه فایده ؟؟؟
بالای خط فقر باشی و زیر خط فهم

*** جملات تکان دهنده ***

یه غمى هست که فقط بچه هاى آخر درکش میکنن !
کم و کمتر شدن آدم هاى سر سفره

*** جملات تکان دهنده ***

قطارها بیهوده میپرسند چی ؟ چی ؟
نمی دانند در انتهای ریل ها هیچکس و هیچ چیز در انتظارشان نیست

*** جملات تکان دهنده ***

هیچ قهرمان ماراتنی به اندازه پدرم به دنبال نان ندویده است

*** جملات تکان دهنده ***

تنت قدمگاه آغاز بودنم شد !
آغوشت بهشت من است “مادر

*** جملات تکان دهنده ***

کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود

*** جملات تکان دهنده ***

زاهدانه ترین‌ حرفی‌ که‌ شنیده ام‌ :
در عشق‌ حقیقی ‌، روح‌ است‌ که‌ تن‌ را در آغوش‌ میگیرد !

*** جملات تکان دهنده ***

مردا همه خوبن ، نامردا بدن

*** جملات تکان دهنده ***

ﭘﻮﻝ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺪ ﻣﺎﺳﺖ !
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﭘﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ

*** جملات تکان دهنده ***

آدم لال باشه بهتر از اینه حرفِ مفت بزنه

*** جملات تکان دهنده ***

آنکه واقعا تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز نمیخواهد رقاصه ی سازهایش باشی

*** جملات تکان دهنده ***

همه اتفاق های خوب افتادند و دست و پایشان شکست !
این روزها اتفاق های خوب از ترس اتفاق های بد ، از افتادن میترسند

*** جملات تکان دهنده ***

به قصد پرواز ، تجربه کردم سقوط را

*** جملات تکان دهنده ***

لذت وقتیه که یه بچه کوچیک دستاشو دراز میکنه سمتت ، ینی بغلم کن
هیچی اندازه این حال نمیده به آدم !

*** جملات تکان دهنده ***

هی رفیق ! زمان است که وفاداری تو را ثابت میکند ، نه زبان

*** جملات تکان دهنده ***

و ﭼﻘﺪر دﯾﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ زندگی ﻫﻤﯿﻦ روزﻫﺎﯾﯿﺴﺖ که ﻣﻨﺘﻈر ﮔﺬﺷﺘﻨﺶ ﻫﺴﺘﯿﻢ

*** جملات تکان دهنده ***

در گذر از جاده ی زندگی آموختم کسانی را که بیشتر دوست میداری ، زودتر از دست می دهی

*** جملات تکان دهنده ***

قند خون مادر بالاست ولی دلش اما همیشه شور می زند برای ما
اشکهای مادر مروارید شده است در صدف چشمانش ، دکترها اسمش را گذاشته اند آب مروارید !
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد !
دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش

*** جملات تکان دهنده ***

تنها کسی که تنهات نمیزاره خودتی ؛ با خودت دشمنی نکن لطفا

 

یک فکاهی افغانی (بدون سانسور )

نیرو های امريکایی مستقر در ولایت کندهار بخاطریکه با سربازان افغان روابط دوستانه داشته باشند. يک زن جوان آواز خوان را با یک انسامبل رقص از امریکا دعوت کرده بودند. پس از اجرای کنسرت، نوبت به رقص های جالب و نیمه برهنه ( رقص عربی ، رقص شکم و ... ) رسید. مگر رقاصان متوجه شدند که لحظه به لحظه از شدت شور و هيجان و تشويق های تماشاچيان کاسته ميشود. سرگروپ انسامبل که علت آن را اجرای همچو برنامه در یک کشور اسلامی دانسته بود، خواست که از همه معذرت بخواهد. بناً با ترجمان بر روی ستیژ رفت، مگر قبل از معذرت خواهی پرسید: چطور اس برنامه ؟ و چطور اس رقص ها ؟ سربازان افغان که سخت هیجان زده بودند، همه با یک صدا گفتند: دیرښه ! دیرښه ! سرگروپ با تعجب پرسید: خی چرا استقبال و چک چک نمیکنین ؟! سربازان افغان پرسیدند: مگر په يو لاس چک چک ؟!!

اس ام اس های عاشقانه دی ماه ۹۱

از پزشکی قانونی تماس میگیرم

 ما اینجا یک جسد داریم که تو قلبش اسم شما حک شده ، نسبتتون با ایشون چیه !؟

.

.

.

حرف میزنی اما تلخ ! محبت میکنی ولی سرد !

چه اجباری است دوست داشتن من ؟

.

.

.

اس ام اس عاشقانه جدید

برای مُردن لازم نیست عزرا‍‍ئیل بیاید

همیــــن که تو نیایی کافـــیست . . .

.

.

.

هرچه دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو ، چه برکتی دارد دوست داشتنت .

.

.

.

با استناد به قانون جرایم رابطه ای

شما طبق مصادیق مجرمانه به علت دلبری و ایجاد دلتنگی

محکوم به حبس ابد در قلب اینجانب میباشید

دوران محکومیت شما  از هم اکنون آغاز میگردد !

.

.

.

آنکه با ماست جان فدای سرش

آنکه با ما نیست دعای خیر ما پشت سرش . . .

.

.

.

دوست داشتن یعنی

بیست نفر واست سالاد فصل سلطنتی درست میکنند…

لب نمیزنی…

ولی دووست داری تره ای رو بخوری که “اوون” هیچوقت واست خرد نمیکنه!

.

.

.

میدونی خوش بخت ترین زوج دنیا کیه … ؟

خنده و گریه . . . . !

به ندرت با هم دیده میشن اما وقتی با هم دیده میشن

اون بهترین لحظه ی زندگیه…..!

.

.

.

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

.

.

.

نه کسی منتظر است…

نه کسی چشم به راه…

نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه…

بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟

وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه…

.

.

.

تاریــخ انقضایــت کــه ســر برســد

از Call تبــدیل میشــوی بــه Missed Call

بهمیــن راحتــی…..!

.

.

.

دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم

می آید

می ماند

و به تنهاییم پایان میدهد!

آمد

رفت

و به زندگی ام پایان داد…

.

.

.

جملات عاشقانه

در دفتر دل یاد تو سر مشق من است

یاد من هم نکنی,یاد تو تکلیف من است . . .

.

.

.

پشت دیوار کج فاصله ها پنهانیم / غربت دل را به خدا میدانیم

گرچه دوریم ز هم با همه ی خاطره ها / به امید خبری تازه ز هم میمانیم . . .

.

.

.

جملات کوتاه احساسی

من رودخانه ای را می شناسم که

با دریا قهر کرد و عاشقانه به فاضلاب پیوست . . .

.

.

.

لحظه ای که فکرش را نمیکنی ، کسی در دوردستها خاطره ی خوبیهایت را ورق میزند .

.

.

.

رویا هایی هست که شاید هرگز تعبیر نشوند

اما همیشه شیرین اند

مثل رویــــای داشتن تـــــــو . . .

.

.

.

متون عاشقانه جدید

گاهی فقط بوی یک عطر

شنیدن صداش

خوندن اخرین smsش

یک تشابه اسم ،

برای چند لحظه !

باعث میشه دقیقاً احساس کنی ….

که قلبت داره از تو سینه ات کنده میشه … !

.

.

.

به تو که فکر میکنم بی اختیار به حماقت خود لبخند میزنم

 سیاه لشکری بودم در عشق تو و فکر میکردم بازیگر نقش اولم ، افسوس !

.

.

.

اشعار عاشقانه جدید

ﺗﻮ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔــــــﻮﯾﯽ ﺗﺎ ﻣـــﻦ ﺧﻮﺷــــــحال ﺷﻮﻡ

ﻭ ﻣﻦ ﺍﺣﻤــــــﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﺗﺎ ﺗو ﺩﻟﮕﯿــــــﺭ ﻧﺸﻮی . . .

.

.

.

آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد !

چه رنجی میکشد او

وقتی هوا ابریست . . .

.

.

.

من کسی را که مرا بخاطر خوبی هایم می خواهد نمی خواهم،

کسی را می خواهم که با دانستن بدی هایم بازهم مرا می خواهد . . .

.

.

.

تراشکار ماهری شدم بسکه تو نیامدی و من برای دلم بهانه تراشیدم !

.

.

.

لعنتی …

من خاطرت را می خواستم …

نه خاطره ات را …..

.

.

.

دلم کار دست است ، خودم بافتمش ! تارش را از سکوت

پودش را از تنهایی ، همین است که “خریدار” ندارد . . .

.

.

.

غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم

تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم

رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد

من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم . . .

.

.

.

دلم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ، به کدامین بهانه حواسش را پرت کنم !

.

.

.

این بار که آمدی

دستانت را روی قلبم بگذار

تا بفهمی این دل با دیدن تو نمی تپد

میلـــرزد . . .



داستان فقر


داستان فقر
پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردندناظم با رنگ قرمز و چهره برافروخته فریاد کشید :بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی
مجتبی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ، آب دهانش را قورت داد خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت
برگه مجتبی ، دست به دست بین معلم ها می گشت اشک و خنده دبیران در هم آمیخته بود

...
امتحان ریاضی ثلث اول :

سئوال : یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید
جواب:
مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما

سئوال : عضو خنثی در جمع کدام است ؟
جواب : حاج محمود آقا ، شوهر خاله ریحانه که بود و نبودش در جمع خانواده هیج تاثیری ندارد و گره ای از کار هیچ کس باز نمی کند
سئوال : خاصیت تعدی در رابطه ها چیست ؟
جواب : رابطه ای است که موجب پینه دست پدرم ، بیماری لاعلاج مادرم و گرسنگی همیشگی ماست

معلم ریاضی اشکش را با گوشه برگه مجتبی پاک کرد و ادامه داد

سئوال : نامساوی را تعریف کنید
جواب : نامساوی یعنی ، یعنی ، رابطه ما با آنها ، از مابهتران ، اصلا نامساوی که تعریف و تمجید ندارد ، الهی که نباشد
سئوال : خاصیت بخش پذیری چیست ؟
جواب : همان خاصیت پول داری است آقا ،که اگر داشته باشی در بخش بیمارستان پذیرش می شوی و گرنه مثل خاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان تو راه خانه فوت می کنی
سئوال : کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه چه خطی است ؟
جواب : خط فقر ، که تولد لیلا ، خواهرم را ، سریعا به مرگش متصل کرد

برگه در این نقطه کمی خیس بود و غیر خوانا ، که شاید اثر قطره اشک مجتبی بود

معلم ریاضی ، ادامه نداد برگه را تا کرد ، بوسید و در جیبش گذاشت
مجتبی دم در حیاط مدرسه رسیده بود ، برگشت با صدای لرزانش فریاد زد
آقا اجازه : گفتید هیچی نمی شیم ؟ هیچی ؟
بعد عقب عقب رفت ، در حیاط را بوسید
و پشت در گم شد

خیلی سخت است :-(

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی
شاکی بشی ولی شکایت نکنی
گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن . . .
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری
خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری !

خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی . .

خیلی سخت است به خدا

باران

!
باران
سقوط آزاد را
تنها برای این به جان میخرد
که در زمین
پوشش دهد
اشک های
یک
مرد را

!

16 نشانه HIV

بعد از گذشت یک تا دو ماه از ورود HIV به بدن، 40 تا 90 درصد از افراد علائم شبه آنفولانزایی را تجربه می کنند که سندرم حاد ویروسی (ARS) نامیده می شود

اما گاهی اوقات علائم HIV سالها پدیدار نمی شوند گاهی حتی یک دهه. در مراحل اولیه عفونت HIV، هیچ نشانه متداولی وجود ندارد و ممکن است فرد مبتلا اصلاً از وجود بیماری در خود مطلع نباشد. به همین دلیل خیلی مهم است که در مواقع خاص مخصوصاً رابطه جنسی محافظت نشده یا استفاده از داروهای درون وریدی حتماً آزمایش بدهید.

در زیر به برخی از علائم وجود HIV در بدنتان اشاره می کنیم:

1. تب

یکی از اولین نشانه های ARS می تواند تب خفیف، تا حدود 102 درجه فارنهایت باشد. این تب اگر اتفاق بیفتد معمولاً با علائم خفیف دیگر مثل خستگی، تورم غدد لنفاوی و گلودرد همراه خواهد بود. در این نقطه ویروس به سمت جریان خون در حال حرکت است و شروع به تکثیر به تعداد بالا می کند. وقتی این اتفاق می افتد، سیستم ایمنی بدن واکنش التهابی نشان می دهد.

2. خستگی

واکنش التهابی سیستم ایمنی بدنتان می تواند باعث شود احساس خستگی و بی حالی کنید. خستگی می تواند هم یکی از علائم اولیه HIV باشد و هم از علائم آخری آن.

3. درد عضلانی، درد مفصلی و تورم گره های لنفاوی

ARS معمولاً با آنفولانزا، مونونوکلئوز یا سایر عفونت های ویروسی، حتی سفلیس و هپاتیت، اشتباه گرفته می شود. جای تعجب نیست که بسیاری از علائم این بیماری ها یکسان هستند، مثل درد در مفاصل و عضلات و تورم گره های لنفاوی. گرههای لنفاوی بخشی از سیستم ایمنی بدن شما هستند و زمانیکه عفونتی وارد بدن شود، متورم می شوند. بسیاری از آنها در زیربغل، کشاله های ران و گردن وجود دارند.

4. گلودرد و سردرد

درست مثل سایر علائم، گلودرد و سردرد هم فقط در موقعیت جزء علائم ARS تشخیص داده می شوند. اگر اخیراً رفتارهای پرخطر داشته اید، انجام تست HIV عاقلانه ترین کار است. بخاطر خودتان و دیگران این آزمایش را انجام دهید: HIV در مراحل اولیه خود بیشتر عفونی است. به خاطر داشته باشید که بدن هنوز برای HIV پادتن تولید نکرده است به همین دلیل تست پادتن آن را از بین نمی برد. ممکن است هفته ها تا ماهها طول بکشد تا پادتن های HIV در آزمایش خون مشخص شوند.

5. جوش و دانه های پوستی

جوش های پوستی ممکن است هم در ابتدا و انتهای دوره HIV/AIDS پدیدار شود. این جوشها ممکن است در هر نقطه ای از بدنتان ایجاد شوند که اگر توضیح و علت دیگری نداشتند، بهتر است حتماً تست HIV انجام دهید.

6. حالت تهوع، استفراغ و اسهال

30 تا 60 درصد افراد در مراحل اولیه HIV به حالت تهوع، استفراغ یا اسهال دچار می شوند. این علائم همچنین ممکن است در نتیجه درمان ضدویروسی و بعدها در روند عفونت در نتیجه عفونتی دیگر اتفاق بیفتد. اسهالی که مداوم باشد و به درمان ها ی معمول واکنش ندهد نیز می تواند نشانه ای از این ویروس باشد.

7. کاهش وزن

کاهش وزن نشانه بیماری پیشرفته تر است و می تواند درنتیجه اسهال شدید اتفاق بیفتد. اگر در حال کم کردن وزن هستید، یعنی سیستم ایمنی بدنتان بسیار ضعیف شده است. در این وضعیت، بیمار حتی اگر تغذیه خوبی داشته باشد و تا آنجا که می تواند غذا بخورد باز هم وزن زیادی کم می کند. این مشکل معمولاً در مراحل آخری بیماری اتفاق می افتد. این روزها اما با کمک درمان ضدویروسی این مشکل کمتر شده است.

8. سرفه های خشک

این نشانه سرفههای موذی که ممکن است هفته ها طول بکشد و به نظر می رسد که هیچوقت بهتر نخواهد شد یکی از متداولترین نشانه های بیماری در بیماران مبتلا به HIV که در مراحل پیشرفته بیماری خود قرار دارند می باشد.

9. سینه پهلو

سرفه و کاهش وزن ناشی از این بیماری ممکن است موحب بروز بیماری جدی شود که توسط میکروبی ایجاد می شود که اگر سیستم ایمنی بدنتان خوب کار می کرد هیچ مشکلی برایتان ایجاد نمی کرد. بیماری های فرصت طلب مختلفی وجود دارند و هرکدام از آنها به طور متفاوتی بروز می یابند. علاوه بر سینه پهلو، از بیماری های فرصت طلب می توان به عفونت انگلی توکسوپلاسموز که بر مغز اثر می گذارد، نوعی ویروس تبخال که سیتومگالوویروس نامیده می شود و نوعی عفونت قارچی مثل برفک اشاره کرد.

10. تعرق شبانگاهی

تقریباً نیمی از افراد در مراحل اولیه عفونت HIV دچار تعرق شبانه می شوند. این مشکل با پیشرفت بیماری ممکن است وخیم تر شود و ارتباطی با ورزش کردن یا دمای اتاق ندارد. نادیده گرفتن این مشکل که تقریباً مشابه گرگرفتگی است که زنان در شروع یائسگی دچار آن می شوند بسیار دشوار است زیرا تمام لباس ها و ملحفه هایتان را خیس می کند.

11. تغییر ناخن ها

یکی دیگر از نشانه های آخری عفونت HIV تغییراتی مثل ضخیم و خمیده شدن ناخنها، شکاف برداشتن و تغییر رنگ آنها می باشد. این مشکل معمولاً در اثر عفونت قارچی مثل کاندیدا اتفاق می افتد. بیمارانی که سیستم ایمنی بدنشان ضعیف شده است بیشتر در معرض عفونت های قارچی هستند.

12. عفونت های قارچی

عفونت قارچی دیگر که در مراحل آخری این بیماری ایجاد می شود، تبخال است که عفونتی دهانی است که توسط کاندیدا که نوعی قارچ است، ایجاد می شود. تبخال یک عفونت قارچی متداول است که معمولاً در دهان یا مری ایجاد می شود و بلعیدن را مشکل می کند.

13. سردرگمی و مشکل در تمرکز

مشکلات شناختی نیز می توانند یکی از نشانه های جنون ناشی از HIV باشند که معمولاً در مراحل آخری این بیماری پدیدار می شوند. علاوه بر سردرگمی و مشکل برای تمرکز، جنون ناشی از HIV شامل مشکلات حافظه و مشکلات رفتاری مثل عصبانیت و آسیب پذیری و زود رنجی نیز می شود. حتی ممکن است تغییرات حرکتی نیز به دنبال داشته باشد: دست و پاچلفتی شدن، نداشتن هماهنگی و مشکل در کارهایی که نیاز به مهارت های حرکتی دارد مثل نوشتن.

14. تاول تبخالی و تبخال تناسلی

تبخال دهانی و تبخال تناسلی نیز می توانند هم نشانه هایی از ARS و هم عفونت HIV باشد. همچنین داشتن تبخال یکی از عوامل خطرزا برای ایجاد HIV است. دلیل آن این است که تبخال تناسلی می تواند موجب زخم هایی شود که وارد شدن HIV به بدن در حین رابطه جنسی را آسان تر می کند. و شیوع تبخال در افرادیکه مبتلا به HIV هستند معمولاً شدیدتر است زیرا سیستم ایمنی ضعیف تری دارند.

15. سوزن سوزن شدن و ضعف

در مراحل آخر HIV ممکن است احساس سوزن سوزن شدن و کرختی در دستها و پاها ایجاد شود که به آن نوروپاتی محیطی می گویند که در افرادیکه دیابت کنترل نشده دارند نیز اتفاق می افتد. در این وضعیت عصب ها تخریب می شوند. این علائم با مسکن ها و داروهای ضدغش برطرف می شوند.

16. بر هم خوردن نظم قاعدگی

HIV پیشرفته احتمال برهم خوردن نظم قاعدگی را افزایش داده و عادتهای ماهیانه معمولاً کم تر و سبک تر می شوند. اما این تغییرات بیشتر به دلیل کاهش وزن و پایین آمدن سطح سلامت زنان مبتلا به این عفونت می باشد تا خود عفونت. عفونت HIV همچنین با یائسگی زودرس در ارتباط است (47 تا 48 سالگی در زنان مبتلا در مقایسه با 49 تا 51 سالگی در زنان سالم).


ترفندی برای ساخت دو Folder هم نام در یک مکان

حتماً شما نیز میدانید که در داخل محیط ویندوز و در یک محیط خاص مانند دسکتاپ یا پوشه My Documents نمیتوان دو فولدر با نام یکسان ساخت.

چرا که از نظر منطقی و آدرس دهی در داخل ویندوز این کار شدنی نیست. اما هم اکنون قصد داریم ترفندی ساده را به شما معرفی کنیم که با بهره گیری از آن بتوانید در یک محل دو فولدر با یک نام کاملاً یکسان بسازید!

برای این کار از طریق My Computer به محلی که قصد دارید دو فولدر با نام یکسان را بسازید بروید. با راست کلیک و انتخاب New >; Folder فولدر جدیدی ساخته و نام آن را به عنوان مثال New folder بگذارید همان طور که میبینید در این نام بین دو واژه Newو folderیک فاصله توسط Space زده شده است. حال مجدداً فولدر جدیدی ساخته و نام آن را این بار به صورت زیر قرار دهید: واژه New را تایپ کنید سپس کلید Alt را گرفته و عدد 255 را وارد کنید. (از کلیدهای سمت راست کیبورد استفاده کنید)، خواهید دید که یک فاصله تایپ خواهد شد. حالا واژه folder را وارد کنید. با این کار شما دو فولدر با نام یکسان دارید که ظاهراً نام یکسانی دارند اما در کاراکترهای وارد شده تفاوت باطنی وجود دارد.

English Idioms

اصطلاحات انگلیسی با نام سبزیجات

تعدادی از اصطلاحات انگلیسی که در آنها از نام سبزیجات استفاده شده با معانی و مثال:


  Not to know beans

not to to know something; to be not well informed

از مرحله پرت بودن، تو باغ نبودن

eg: Don't ask him, he does not know beans!

·  to spill the beans

to reveal a secret or talk about something private

دهن لقی کردن، لو دادن یک مسئله

eg: He's the one who always spills the beans.

·  carrot and stick

an enticement, a promised or expected reward

سیاست هویج و چماق، فریب دوستانه

eg: What the president promises is always a carrot and stick!

·  cool as a cucumber

relaxed and non-emotional, not anxious

خونسرد، بی رگ

eg: He's always as cool as cucumber

·  olive branch

something offer in peace or goodwill

پیشنهادی در عین مسالمت، مصالحه

eg: At last the enemy suggested an oliv branch!

·  like two peas in a pod

two things that are very similar; extremely similar; indistinguishable

مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند

eg: Jack and his twin brother are just like two peas in pod.

·  in a pickle

a tight spot or difficult situation

گیر افتادن در شرایط سخت و حساس

eg: Nowadays, am just in a pickle.

·  couch potato

a very lazy person; someone who does not engage in a lot of physical activity

بسیار تنبل، تن لش

eg: Don't be such a couch potato, come and give me a hand!

·  hot potato

a very sensitive and controversial subject; something that is difficult to deal with

موضوع حساس و پیچیده

eg: I don't know how to deal with this hot potato.

 

هنرمند حنجره طلایی افغانستان

هنرمند حنجره طلایی افغانستان          


احمدظاهر فقید                                              

 

آه زندگی



100 ایده برای مهربانی

100 ایده برای مهربانی                                          

  اگر می خواهید به دیگران مهربانی کنید اما راهش را نمی دانید، 100 راه برای مهربانی کردن به شما پیشنهاد می دهیم...


 

1. برای کارگران محل شیرینی تازه ببرید.
2. برای بانک های غذایی مخصوص کمک به نیازمندان، موادغذایی جمع آوری کنید.
3. با خودتان گل به محل کار ببرید و آن را بین همکارانتان تقسیم کنید.
4. از گل فروشی محل بخواهید که آسایشگاه سالمندانی که می شناسید را با گل تزئین کند.
5. هزینه تحصیل یک دانش آموز نیازمند را بر عهده گرفته و هر از چندگاهی پیشرفت درسی او را کنترل کنید.
6. برای آموزش و تدریس در مدارس دولتی داوطلب شوید.
7. به یک نیازمند کمک کنید. همه توجه تان را به او داده و خوب به درد و دل او گوش دهید.
8. تاجران می توانند درصدی از درآمد روزانه شان را صرف یک جنبش مردمی کنند.
9. برای همکارانتان یک غذا یا تنقلات خوشمزه ببرید.
10. دانش آموزان می توانند برای تمیز کردن کلاس و مدرسه به نظافتچی مدرسه کمک کنند.
11. برای یک غریبه یک پیتزا بخرید.
12. بین بچه های محل آب نبات پخش کنید.
13. به آسایشگاه سالمندان سر زده و برایشان میوه و شیرینی ببرید.
14. چند ساعت از وقتتان را گذاشته و بچه یکی از آشنایان را نگه دارید تا والدین او به کارهایشان برسند.
15. روی برگه هایی جملات انرژی بخش بنویسید و زیر برف پاک کن ماشین ها بگذارید.
16.یک روز در ماه را در اداره یا محل کار روز نیکوکاری نام بگذارید و کمکهای همه را برای نیازمندان جمع آوری کنید.
17. به مشتریانتان برای رفع خستگی نوشیدنی تعارف کنید.
18. مهمانی بگیرید و از هر مهمان بخواهید که برای یکی دیگر از مهمانان هدیه ای خاص بیاورد.
19. با تلفن زدن، فرستادن کارت، گل یا موادغذایی از محرومان یاد کنید.
20. به دیدن دوستانتان که می روید، برایشان میوه تازه ببرید.
21. حداقل روزی یکبار دیگران را تحسین کنید.
22. به دیدن افراد بی خانمان بروید و احوالشان را جویا شوید.
23. به رهگذران بادکنک بدهید.
24. به موتوری ها نوشابه خنک دهید.
25. همسایه خوبی باشید. هرازگاهی به دیدن همسایه هایتان بروید و برایشان شیرینی تازه ببرید.
26. افراد پیاده ای که در مسیر می بینید را برسانید.
27. برای مرتب کردن چمن های حیاط به همسایه تان کمک کنید.
28. به هرکسی که در روز می بینید، یک حرف قشنگ بزنید.
29. برای بچه های مدرسه نزدیک خانه تان تنقلات ببرید.
30. در یک مرکز کمک رسانی برای کمک داوطلب شوید.
31. در روزهای بارانی به کسانیکه می خواهند تا اتومبیل خود بروند چترتان را قرض بدهید.
32. هدیه لبخندتان را به همه ارزانی کنید.
33. یادداشتی به خانه بفرستید و والدینتان را از کارهای خوبتان مطلع کنید.
34. یک کودک بی سرپرست را از مرکز های نگهداری کودکان به سرپرستی قبول کنید.
35. برای حمل بار و بسته های خرید در فروشگاه و خیابان به دیگران کمک کنید.
36. در کتابخانه ها یا کتابفروشی ها میزبان برنامه های خاص شوید.
37. 10 دقیقه از وقت خود را برای پاسخ دادن به تلفن های منشی محل کارتان اختصاص دهید تا بتواند کمی وقت آزاد داشته باشد.
38. برای کتاب خواندن در کلاس برای بچه ها داوطلب شوید.
39. برای معلم ها و اساتیدتان گل و یادداشت قدردانی ببرید.
40.در محیط مدرسه، آسایشگاه ها و محیط های مشابه مهربانی کردن را رونق دهید.
41. دوستی را در آغوش بگیرید.
42. به فرزندانتان بگویید چرا دوستشان دارید.
43. برای پدر یا مادرتان یادداشتی بنویسید و بگویید چرا اینقدر برایتان ارزش دارند.
44. از یکی از دوستانتان تعریف کنید.
45. یک یادداشت تشکر برای کسی بنویسید که به طریقی مثبت بر زندگیتان تاثیر گذاشته است.
46. به کسانیکه در راه رفتن به محل کارشان هستند چای تعارف کنید.
47. به مراکز نگهداری از سالمندان بروید و برایشان وقت بگذارید.
48. خون اهدا کنید.
49. با لبخند، هدیه و گل به ملاقات بیماران در بیمارستان بروید.
  • 50. 50 کار بعدی را امتحان کنید.

51. در گلدانها یا باغچه همسایه تان گل بکارید.
52. جای پارکتان را به راننده دیگری بدهید.
53. به پیکی که برایتان چیزی آورده، یک خوردنی خوشمزه بدهید.
54. رایگان ماشین دیگران را بشویید.
55. برچسب هایی که دیوار همسایه را زشت کرده اند را تمیز کنید.
56. به رئیستان بگویید که کار او عالی است.
57. به کارمندانتان بگویید که چقدر از کارشان راضی هستید.
58. اجازه دهید کارمندانتان گاهی اوقات یک ساعت زودتر به خانه بروند.
59. با دوستانتان برای تمیز کردن و پاکسازی فضاهای سبز بروید.
60.از راننده تاکسی یا اتوبوس برای رانندگی خوبش تشکر کنید.
61. از همه کارمندان شرکتتان بخواهید که آن روز برای یکی از همکاران خود یک کار خوب انجام دهند.
62. به یک غریبه بلیط تماشای مسابقه فوتبال یا کنسرت بدهید.
63. به گارسن یک انعام فوق العاده بدهید.
64. برای پلیس یا ماموران آتش نشانی کیک یا پیراشکی ببرید.
65. در را برای دیگران باز کنید.
66. پول غذای فرد پشت سرتان در صف را بپردازید.
67. به رئیس کسی که کمکتان کرده نامه ای بنویسید و از کارمند او تعریف کنید.
68.یک دسته گل روی میز یکی از همکارتان بگذارید که رابطه چندان خوبی با او ندارید.
69. با یکی از اعضای خانواده که جدا زندگی می کند تماس بگیرید و حال او را جویا شوید.
70. برای انجام تعمیرات فرد سالخورده ای که تنها زندگی می کند، داوطلب شوید.
71. پول بلیط فردی که پشت سرتان در صف سینما ایستاده است را پرداخت کنید.
72. برای بچه های مهدکودک نزدیک خانه تان اسباب بازی ببرید.
73. برای پیک های ارسال غذا گل ببرید تا همراه غذا به در خانه افراد ببرند.
74. هر چند وقت یکبار همه دوستانتان را دور هم جمع کنید و سوپرایزی که باعث خوشحالی هرکدام می شود، به آنها اهدا کنید.
75. با دانش آموزی که تازه به مدرسه تان وارد شده یا یک همکار تازه وارد دوست شوید.
76. با فرستادن یک ایمیل یا یک هدیه کوچک برای یکی از دوستانتان که خیلی وقت است با او در تماس نیستید، دوستی را تازه کنید.
77. برای یک هفته، هر حرکت سخاوتمندانه ای که به فکرتان می رسد را انجام دهید و آخر هفته نتیجه آن را روی خودتان ارزیابی کنید.
78. پیشنهاد دهید که سبد یا چرخ خرید را برای یک نفر که خریدهای خود را در ماشین گذاشته است به فروشگاه برگردانید.
79. فرد جدیدی را به شام دعوت کنید.
80. به بچه هایی که در طول روز می بینید کاغذرنگی برای درست کردن کاردستی بدهید.
81. یک کارت تشکر و قدردانی بنویسید و به طور خاص از فرد مورد نظرتان تشکر کنید.
82. بگذارید اول نفر پشت سرتان در صف خرید کارش را انجام دهد.
83. وقتی راننده ها می خواهند از شما سبقت بگیرند یا جلویتان بیایند، با لبخند یا تکان دادن دست به آنها اجازه دهید.
84.برای بچه هایی که در خیابان مشغول فوتبال بازی کردن هستند، نوشیدنی خنک ببرید.
85. صفحات وب سایت هایی درمورد مهربانی که می شناسید را به دیگران معرفی کنید.
86. به کمک یک کودک برای پرنده ها آشیانه بسازید.
87. به فردی بی خانمان یک سبد موادغذایی اهدا کنید.
88. بلند بلند بخندید و لبخندتان را سخاوتمندانه تقسیم کنید.
89. جلوی در خانه تان یک درخت بکارید.
90. لیستی از کارهایی که می توانید برای رواج مهربانی در دنیا انجام دهید، تهیه کرده و از دوستی بخواهید که او هم این کار را بکند. بعد لیست هایتان را با هم تعویض کرده و هر ماه یکی از آن کارها را انجام دهید.
91. یک دوربین فوری برداشته، به سطح شهر بروید، از مردم عکس گرفته و عکسشان را به آنها بدهید.
92. زباله های اطراف را جمع آوری کنید.
93. به یکی از معلم های سابقتان نامه ای بفرستید و از آنها برای تغییری که در زندگیتان ایجاد کردند تشکر کنید.
94. برای یکی از دوستانتان، به طور ناشناس هدیه بفرستید.
95. لباس های اعضای خانواده را برایشان اتو بزنید.
96. برای یک مدرسه یا موسسه آموزشی کتاب بخرید.
97.یک چک با مبلغی که برایتان مقدور است، برای آشنایی بفرستید که می دانید مشکل مالی دارد.
98. یکی از آشنایان را برای شام به رستوران دعوت کنید.
99. به دوستتان پیشنهاد دهید که فرزندش را به کلاس رقص ببرید.
100. یکی از دوستان قدیمی خود را پیدا کنید و با او قرار بگذارید.

جملات پشت کامیونی


آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!




اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!

اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست وخیار وهندوانه!
التماس2A!

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!

ای روزگاربا ما شدی ناسازگار!
بپر بالا که گیر نمیاد!


باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم
من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!

بحث30یا c ممنوع!

بخور و بخواب کارمه الله نگهدارمه!


به مادرت رحم کن کوچولو!

بهتر ازمن چه کسی
جواب :به تو چه فزولی؟


تا جام اجل نکردم نوش هرگز نکنم تو را فراموش!
تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!

تاکسی نارنجی از من نرنجی!

تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!

جرم به دنیا آمدن
شهرت =پشیمان
نشانی=بی نشان!

جون من داداش یه خورده یواش!

جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!

داداش مرگ من یواش

امان از دست گلگیر ساز و نقاش!

در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ای

سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!

دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

دلبری دارم چو مار عینکی

خوشگل وزیبا ولی کم پولکی!

دنبالم نیا آواره میشی!


.دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

دودوتا هفتا کی به کیه!


حالا که خر تو خره ماهم پیرایدم(ژیان)


رخش بی قرار!


رفیق بی کلک مادر!


رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد

رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!

رود میرود اما ریگذارش میماند!


زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!


زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!


ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود
ز شهر و خانه ام آواره بنمود!

سر پایینی نوکرتم

سر بالایی شرمندتم

شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است

از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!



عشق میکروبی است که از راه چشم وارد میشود و قلب را عاشق میکند!


قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!


کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد

جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!

گاز دادن نشد مردی عشق آن است که بر گردی!


(گدایان بهر روزی طفل خود را کور میخواهند

طبیبان جملگی خلق را رنجور میخواهند!

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم

بنازم مطربان را که خلق را مسرور میخواهند!)

گلگیرم ولی گل نمیگیرم!


نوکرتم ننه!


یه بار پریدی موتوری دو بارپریدی موتوری آخر می افتی موتوری!

داستان پندآموز


دخترک چند روزی بود که پاش شکسته بود و توی خونه مونده بود.از اینکه خونه نشین شده بود ونمی تونست راه بره کلافه شده بود .تصمیم گرفت به پارک بره تاحال وهواش عوض بشه .
وقتی روی نیمکت پارک نشست ،چشمش به دختری که د و پاش فلج بود وروی نیمکت روبرو نشسته بود افتاد .از مادرش که اونو به پارک برده بود خواست تا روی اون نیمکت کنار اون دختر بشینه.
وقتی نشست سلام کرد وسر صحبت رو با اون باز کرد.با حالتی اندهناک وگلایه مند گفت، خیلی سخته که دیگران راه می رن وما نمی تونیم. دختری که پاهاش فلج بود با تعجب به اون نگاه کرد. دخترک ادامه داد،تازه امثال شماها رو درک می کنم. دختر در جوابش خندید .

دخترک پرسید ،چرااز حرفهای من تعجب کردی ،چرا خندیدی.دختر جواب داد ، دلیل خنده ی من اینه که تو فکر می کنی امثال منو درک می کنی. دخترک گفت ،مگه ما مثل هم نیستیم. دختر جواب داد نه،چون تو پرنده ای هستی که آزاد بودی . چند روزه که اسیر شدی. برای همینه که خودتو به در ودیوار می کوبی و حسرت آزادی رو می خوری. ولی من از بدو تولد تو قفس بودم.
معنی آزادی رو نفهمیدم که حسرت اونو بخورم و برای رسیدن بهش تلاش کنم. برای همینه که
متعجبم از شکوه های تو. من خیلی راضیم از این وضع.
دخترک خیلی فکر کرد حق با اون دختر بود. خدارو شکر کرد که اونقدر خوشبخت بود که می تونست تفاوت بین سختی و آسایش رو درک کنه. تازه فهمیده بود که همیشه این آدمهای خوشبختند که درد رو حس می کنند ومی نالند وشکوه می کنند. چرا که اون کسی که خوشبختی رو حس نکرده از بدبختی شکوه ای نداره.