تعلیم زنان

بسم الله الرحمن الرحیم

اکنون موضوعی خاص در مورد تعلیم زنان که برایشان بسیار مفید است از حکیم الامت حضرت علّامه اشرف علی تهانوی که در رساله (القاسم) به رشته تحریر در آمده است جهت بهره برداری برادران مسلمان، اینجا به نگارش در خواهد آمد:
اگرچه با وجود این حدیث که " طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه" و نصوص دیگر که از آنها وجوب تحصیل علم برای مردان و زنان معلوم میگردد، نیازی به بحث دیگر نیست اما باز هم بنابر بعضی حالات حسب نیاز مقداری بحث خواهد شد:
باید دانست که مردم در مورد تعلیم زنان به سه گروه تقسیم میشوند:
نه مخالف تعلیم زنانند و نه موافق
مخالفین
موافقین
از گروه های فوق کوتاهی هایی واقع میشوند اما کوتاهی گروه اول از همه بیشتر اند (گروه نه موافق و نه مخالف) این گروه قایل به تعلیم زنان نیستند فرقی نمی کند که استاد مرد باشد یا زن ...
باید به گروه اول گفت که این گروه متوجه هدف تعلیم نیستند و نه در نصوص و روایاتی که بر مرد و زن تحصیل علم فرض قرار داده شده، تدبر نموده اند. باید به خوبی متوجه شد که هدف از خواندن علم، کارمندی و داشتن سمت اداری نیست آن علمی که تحصیل آن بر هر فرد فرض است، علم معاش نیست بلکه علم دین است که بر اثر آن عقاید، اعمال، معاملات، معاشرت و اخلاق انسانی برابر با شریعت و احکام الهی تحقق می یابد و ثمره آن در دنیا " اولئک علی هدی من الربهم" و بشارت اخروی " و اولئک هم المفلحون" است.پس تحصیل علم هم سمعاً و هم عقلاً واجب است.
دلایل سمعی عبارتند از:
الف: (طلب العلم واجب علی کل مسلم) رواه البیهقی عن انس
ب: (طلب العلم فریضه علی کل مسلم) رواه الدیلمی عن علی
ج: ( طلب الفقه حتم واجب علی کل مسلم) رواه الحاکم فی تاریخه عن انس
د: ( تعلمو العلم و علموه الناس) رواه الدار قطنی عن ابی سعید و البیهقی عن ابی بکر
ه: ( تعلمو العلم قبل ان یرفع) رواه الدیلمی عن ابن مسعود عن ابی هریره
و: ( یا ایها الناس علیکم بالعلم قبل ان یقبض) طبرانی و الخطیب عن ابی امامه
ز: ( یا ایها الناس خذوا من العلم قبل ان یقبض العلم) رواه احمد و الدارمی (طب) و ابو شیخ فی تفسیره و ابن مردویه عن ابی امامه کذا فی کنزالاعمال و غیر ذالک من النصوص العامه الرجل و المراه
و دلیل عقلی این که اصلاح عقاید و اعمال فرض است و آن بدون علم ناممکن و از محالات است. تا اینجا احادیث و متن بر گرفته از کتاب زیور بهشتی اثر حکیم الامت حضرت مولانا اشرف علی تهانوی رحمه الله است.
نظر شخصی اینجانب را در ذیل بطور فشرده در مورد عنوان فوق بیان میدارم:
انسان و جامعه انسانی بدون شناخت عوامل پیشرفت و شگوفایی استعدادهای پنهان انسان در مسیر تکامل قرار نخواهد گرفت. زنان عضوی از جامعه انسانی هستند و مرد بدون زن ناتکمیل است.
گروه حاکم فعلی که شعار شان یا شریعت یا شهادت است تعریف واضحی از شریعت اسلام که مدنظرشان است را در یک جامعه مرد سالار و بدون حضور داشت زن تعبیر مینمایند، این شریعت بسیار نزدیک به رسم و رواج های قبیلوی شان است. در سطح قبیله شان زنان هیچ حضور ندارند و مطلق در درون خانه به امور داخلی منزل شان میپردازند. گمان غالب دارم که حتی از حقوق اولیه شان محروم هستند. در اخیر باید اذهان دارم که شریعت باید بدون افراط و تفریط تطبیق گردد اما شریعت جاری فعلی که مدنظر رهبر گروه حاکم است خیلی خشن و خشک میباشد.
و من الله التوفیق و اتوب الیه و صلی الله علیه و آله و سلم کثیرا کثیرا

بدرود به زندگی قدیمی و  سلام به زندگی جدید

سلام و خسته نباشید خدمت شما خواننده گرامی 

در این روزهای برگریز خزانی سال ۱۴۰۰ هجری شمسی در کابل هستم. به تاریخ ۲۴.اسد.۱۴۰۰ نیروهای تحریک طالبان وارد کابل شدند. از آن روز تا امروز، روزهای سرد و کسل کننده زیادی گذشت. به هر صورت خواست خداوند چنین بود که ما افغانها بار دیگر در سطح جهان بی حیثیت شویم. ملتی بدون هویت بین الملی.

امروز تاریخ ۲۳ عقرب ۱۴۰۰

روز های خسته کننده ای است ... در بازار کابل که میگردی فکر میکنی که ساعت ۳ بعد از ظهر روز ۱۶ رمضانی است که در روزهای گرم تابستان مصادف باشد ( بی حال و بی روزگار و بی حوصله)

از دوستانی که در خارج از افغانستان هستند صادقانه میخواهم تا از بودن در بیرون از کشور ما واقعا خوشحال باشید و هرگز پشت افغانستان دق نشوید، چرا که برای دق شدن چیزی نمانده است. در این روزها همه دنبال چیزی اند که به آن نمیرسند. هر کس در هر جایی از وطن که قرار دارد احساس کمبود چیزی را بدون آنکه به آن نیاز داشته باشد میکند.

خواستم از طریق این دریچه کمی از رنچ هایی که چشم هایم میبینند را شریک سازم. 

تشکر از لطف تان که آمدید.

و در آخر هم درود مورد علاقه خود را مینویسم:

اللهم صلی علی سیدنا محمد کما ذکره ذاکرون و صلی علی سیدنا و مولانا محمد بن عبدالله کلما غفل عن ذکره الغافلون.

شعر عصر ( چهار بیتی)

 سلام به همه دوستان و عزیزان گرامی

 

به من چشمک میزنی ناز کردی ... گل به دامان بوبویش

تکمیلش میکنی ... یادم رفت والله هه. 

 

 

طبقه فقیر جامعه افغانی درگیر آشوب تامین امنیت

با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز این تارنامه،

از چندی بدینسو معاون اول ریاست جمهوری اسلامی افغانستان https://www.facebook.com/saleh.amrullah مسئولیت تامین امنیت شهر کابل را به دوش گرفته است. اینکه ایشان از شخصیت توانا در امور امنیتی و استخباراتی میباشند جای شک نیست. بدین وسیله از ایشان قلباً سپاسگذاری مینمایم و از رب العالمین برای ایشان و فامیل و همکاران محترم شان طول عمر و سعادت دنیا و آخرت را خواهانم.

قابل تذکر است، اینکه امنیت روانی و جانی در صدر خدمات دولت قرار دارد جای شکی نیست اما ازینکه نویسنده این متن در بطن جامعه کابل زندگی مینماید روزانه شاهد برخورد و جابه جایی دستفروشان و انسانهایی میباشم که بخاطر فروش اجناس شان مانند موج دریا گاهی یک جا و گاهی جای دیگر میروند. البته، با وضعیت اقتصادی دشواری که مردم در آن دچار هستند این وضعیت باعث ازدیاد فقر ایشان گردیده و باعث تنزل به فقر مطلق میگردد. ایشان چه میخواهند؟ اینکه هنگام رسیدن به خانه لقمه نان و ضروریات فامیل خویش را تامین کنند.

جا دارد که از معاون اول افغانستان خواهش نمایم تا به شهرداری کابل، وزارت امور کار، شهدا و معلولین و سایر ادارات ذیربط  فشار وارد نماید تا حداقل جای مناسب برای شان در نظر بگیرند تا ایشان در نزد زن و اولاد خویش شرمنده نگردند، واقعاً بعد از سپری شدن ۱۲ ساعت کار و کشمکش در بازار بسیار مزدحم شهر کابل خصوصاً ساحه ده افغانان؛ نمیشود با جیب خالی و پیشانی پرچین به خانه بازگشت.

اَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ Am I not your lord آیا خدای شما نیستم؟

(وَ اِذْاَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ اَشْهَدَهُمْ عَلى اَنْفُسِهِمْ اَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا اَنْ تَقُولُوا یَوْمَ القِیمَةِ اِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلینَ.(1) 

یعنى: ((به خاطر بیاور زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خویشتن ساخت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى، گواهى مى دهیم چنین كرد براى این كه در روز رستاخیز نگویید ما از این یعنى توحید غافل بودیم و از پیمان فطرى توحید، بى خبر بودیم.))

شیخ مفید فرموده این پیمان الهى از ذریه آدم به اینكه اقرار كنند به ربوبیت حضرت آفریدگارو توحیدش، همه آنها پذیرفتند، پیمان لفظى و نطقى نبوده و نیز تنها در زمان آدم ابوالبشر نبوده بلكه پیمانى است تكوینى كه همراه آفرینش هر فردى از بشر بوده و هست؛ یعنى حس خداجویى و خداشناسى و استعداد و آمادگى براى حقیقت توحید در نهاد بشر همراه آفرینش او قرار داده است و این سرّ الهى در عقل انسانى به صورت یك حقیقت خودآگاه ودیعه گذاشته شده است. بنابراین، همه افراد بشر داراى روح توحیدند و پرسشى كه خداوند از آنها فرمود به زبان تكوین و آفرینش است و پاسخى كه آنها داده اند نیز به همین زبان است و خلاصه این سؤ ال و جواب و پیمان مزبور، یك پیمان فطرى است كه الا ن هم هر كس در درون جان خود آثار آن را مى یابد و حتى طبق تحقیقات روانشناسان اخیر، حس مذهبى یكى از احساسات اصیل روان ناخودآگاه انسانى است و همین حس است كه بشر را در طول تاریخ به سوى خداشناسى هدایت نموده و هر انسان عاقلى به وجدان خود كه رجوع كند مى فهمد او را آفریننده و پرورش دهنده اى است و نیز مى فهمد كه رب او و رب تمام اجزاى جهان آفرینش، یكى است .

جسته و گریخته فصل اول کتاب جهان تا صد سال دیگر

با سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز

به ادامه تلخیص فصل اول ...

  • نخســتین گام بــه ســوی نهادهــای فراگیــر در بســیاری از بخش هــای جهــان تمرکــز بیشــتر قــدرت در دولــت خواهــد بــود کــه پیامــد مســتقیم آن انتقــال ظرفیــت و تــوان اعمــال خشــونت از منابــع مختلــف بــه دولــت، و نتیجــه ی آن نيــز کاهــش خشــونت و قتــل در بســیاری از بخش هــای جهــان ماننــد ســومالی، کنگــو، افغانستان و بخش هایی از پاکستان خواهد بود. بایــد بــه یــک تهدیــد مشــخص نیــز کــه در جهــت عکــس عمــل می  کنــد اشــاره کــرد؛ این کــه نظــم بین الملــل و ســازمان هایی ماننــد ســازمان ملــل متحــد کــه نقــش پررنگــی در کاهــش جنــگ در شــصت ســال اخیــر داشــته اند بــرای مشــکلات مشــخصی ماننــد تنــش بیــن ایــالات متحــد و اتحــاد جماهیــر شــوروی طراحــی  گردیده اند؛ در حالــی کــه چالش هــای پیــش رو بســیار متفــاوت خواهنــد بــود، ماننــد شــدت درگیــری بالقــوه میــان چیــن و همســایگانش. پــس ایــن پرســش باقــی می  مانــد کــه آیــا ایــن نهادهــا بــرای مواجهــه بــا چنیــن تنش هــای نوظهــوری مناســب خواهند بود یا خیر؟ ( کتاب جهان تا صد سال دیگر- پیشبینی 8 قرن بیست یکم قرن صلح آمیز؟)
  • پيش  بینی هــای ســازمان ملــل متحــد در مــورد جمعیــت جهــان:

یــک این کــه جمعیــت  در جهــان بــرای مدتــی بــه رشــد خــود ادامــه خواهــد داد و دو این کــه احتمــالا نقطــه ای در قــرن آینــده ایــن رشــد مســطح خواهــد شــد. جهــان به راحتــی می  توانــد ایــن جمعیــت افزایش یافتــه را در خــود جــای دهــد و دلیــل کمــی بــرای نگرانــی در مــورد قحطــی شــدید منابــع یــا بحرانــی مرتبــط بــا جمعیــت وجــود دارد. حتــا اگــر جولیــان ســایمون بــا توجــه بــه قیمت هــای امــروز، کــه بازنده شــرط  بندی لقــب می  گرفــت بــاز هــم در مــورد ایــن تصویــر کلان درســت می  گفــت کــه فنــاوری در مواجهــه بــا کمبودهایــی کــه اثــر آن هــا در قیمت هــا نمایــان اســت بــا زبردســتی عمــل خواهــد کــرد. بــرای مثــال از طریــق بــه کار بســتن نــوآوری بــرای غلبــه بــر گلوگاه تکنولــوژی شــرح داده شــد. ســؤال حیاتی تــر بــه تغییــرات آب و هوایــی و مصــرف ســوخت های فســیلی مربــوط می  شــود؛ تــا حــدی بــه ایــن خاطــر کــه آســیب های ناشــی از انتشــار گازهــای گلخانــه ای بــا منشــأ ســوخت های فســیلی بــه مثالــی مشــهور از تــراژدی منابــع مشــترک در کتاب هــای درســی تبدیــل شــده اســت. فقــدان بــه کار گرفتــن مالیــات مناســب بــرای مصــرف ســوخت و مقــررات دیگــر، آســیبی کــه هریــک از مــا بــه محیــط زیســت وارد می  کنیــم قابــل قیمت گــذاری نیســت و در نتیجــه بــه مصــرف ســوخت های فســیلی ادامــه خواهیــم داد؛ حتــا اگــر تهدیدی برای سیاره زمین باشد. انتشار کربــن از آغــاز قــرن نه تنهــا رو بــه افزایــش بــوده، بلکــه در واقــع بــا در نظــر گرفتــن صنعتــی شــدن ســریع چیــن و بســیاری از دیگــر اقتصادهــای نوظهــور بــه نظــر نمی رســد راهــکاری عملــی بــرای تحقــق کاهــش انتشــار کربــن در آینده ای نزدیــک وجــود داشــته باشــد. در عــوض، بــه دو عامــل دیگــر یعنــی آینــده پیشرفت تکنولوژی و سیاست دل بسته ایم. از منظر فناوری، برای  یافتن راه هــای کم کربــن بــرای تولیــد و انتقــال انــرژی نیازمنــد تحولاتــی در انرژی هــای جایگزیــن و شــبکه ی توزیــع هســتیم. در نهایــت تنهــا راه بــرای تضمیــن نجــات زمیــن، روی آوردن بــه انرژی هــای پاک تــر اســت. ایــن هدفــی بــزرگ اســت اما شــاید تحققــش آن قدرهــا هــم کــه در ابتــدا بــه نظر میرســید مشــکل نباشــد؛ آن هــم بــه خاطــر ماهیــت قابــل جهت دهــی بــودن پیشــرفت فنــاوری. انرژی هــای پــاک بــه طــور خــاص بــرای مانــدگاری لازم نیســت از نظر اقتصادی کاملا به صرفه باشند

  • روی آوردن بــه انرژی هــای جایگزیــن حتــا وقتــی انرژی هــای پــاک تــا 50 فیصدد گران تــر از انرژی هــای بــا پایــه ی ســوخت های فســیلی باشــند می  توانــد بــه وســیله ی سیاســت های صحیــح محقــق شــود. تــا وقتــی ســهم بــازار کافــی و انتظــار توســعه در آینــده وجــود داشــته باشــد، انگیــزه دارد کافی برای فناوری وجود دارد کــه بــه طــور درون زا راهــی فناوری هــای نویــن شــود و از فناوری هــای آلاینــده فاصله بگیرد.

هرچنــد ایــن ســناریو بــه طــور کلــی باعــث خوش بینــی اســت، اما در درون خود خطــری جــدی هــم دارد و آن این کــه دورنمــای مهندســی آب و هــوا و پیشــرفت  میتواننــد بــه عنــوان عاملــی بازدارنــده بــرای  فنــاوری در فناوری هــای پــاک میتوانند اقدامــات مؤثــر در کاهــش انتشــار گازهــای گلخانــه ای و روی آوردن  به منابع پاک تــر انــرژی عمــل کننــد؛ در ایــن صــورت، بــاور مــا بــه توانایــی فنــاوری در حــل مشکلات در نهایت بیش از آنکه مفید باشد، زیان بار خواهد بود.

از نظــر سیاســی، نیازمنــد توافقــی بین المللــی هســتیم کــه بــر اســاس آن گــذار بــه منابــع انــرژی جایگزیــن بــه شــیوه ای یکپارچــه روی دهــد؛ حتــا اگــر ایــن بــه معنــای هزینــه ی بیشــتر در کوتاه مــدت بــرای کشــورهای مشــارکت کننده باشــد.عملکــرد نــه چنــدان اطمینــان بخــش مــا تاکنــون عاملــی اســت بــرای بدبینــی نســبت بــه آینــده، اما عامــل مهــم دیگــری نیــز در جهــت عکــس وجــود دارد:  اگــر گســترش انقــلاب در حقــوق ادامــه یابــد، مــردم را واخواهــد داشــت تــا بیشــتر در مــورد رفــاه آن هایــی بیندیشــند کــه بــه خاطــر بی تمایلــی مــا در اقــدام علیــه تغییــرات آب و هوایــی متحمــل رنــج و ســختی خواهنــد شــد. همیــن حــالا هــم در بخشــی از جامعــه ی بشــری در جهــان توســعه یافته تمایلــی بــه فــداکاری، هرچنــد کوچــک، بــرای کاهــش انتشــار کربــن و کمــک بــه حفــظ محیــط زیســت مشــاهده میشــود. اگــر ایــن رونــد ادامــه یابــد و فشــار کافــی از ســوی رأی دهنــدگان بــرای توافقــی بین المللــی جهــت مبــارزه بــا تغییــرات اقلیمــی ایجــاد شــود، سیاســتمداران نیز وارد ماجرا خواهند شد.

در پایــان، بــا امیــد بــه تــداوم روندهایــی کــه جهــان مــا را جــای بهتــری کرده اند، برای آینده ی سالم سیاره زمین بایــد بــه تــداوم و تقویــت انقــلاب در حقوق ابراز امیدواری کنیم.

آینده اطفال افغانستان بعد از صلح چگونه خواهد بود؟

با سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز که به این تارنامه سر زدید، 

این روزها (البته بعد از سال 1371) صلح گمشده عزیز ما افغانها در کشورمان است. اینکه چرا و چطور صلح از میان ما نابود شد؛ شاید به اصل قضیه اصلاً پی نبریم اما بزرگان گفته اند که پشت آب رفته و شیشه شکسته نباید رفت مطلبم این است که هر چی شد بگذار در گذشته بماند؛ ما به آینده چشم دوخته ایم.

بهترین، شیرین ترین، خاطره انگیز و تاثیر گذارترین دوره عمر انسان طفولیت میباشد. در روزهای کنونی سال 1399 واقعاً از دیدن اطفال که شرایط بسیار بهتر نسبت به ما دارند از صمیم قلب خوشحال میشوم. با لباس های زیبا و ملحقات به مکتب میروند (دولتی و خصوصی)

اما آیا آنها نیز وضعیت را درک میکنند؟ بله، از سوالاتشان معلوم میگردد که میدانند در قسمت سیاست داخلی کشور شاید تغییرات به میان آید (از رادیو، اخبار و ..) خوب من میخواهم که به وسیله این تارنامه که اصلی ترین صفحه ابراز عقایدم میباشد سوالی مطرح نمایم:

1- آیا بعد از توافق نامه مشارکت طالبان در حکومت وضعیت معارف و تحصیلات عالی چگونه خواهد بود؟

2- همینطور که به پیشرفت اندک در جنبه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی که رسیدیم ادامه خواهیم داد یا ممکن متوقف گردد؟

جواب این سوالات باشد برای بعد از موافقت نامه مشارکت سیاسی دولت با طالبان ... اما در ادامه

الف. میخواهم که اطفال افغانستان از داشتن یک دوره آرام طفلی مطمین گردند.

ب. میخواهم برای آینده خویش برنامه های سالم و مفید داشته باشند.

ج. میخواهم که برای مبارزه با حوادث زندگی قوی، مثبت و با انگیزه باشند زیرا خداوند زیباست، زندگی زیباست و ما انسانها خالق زیبایی هستیم.

با مهر شامُخ

چالش های بعد از صلح با مخالفین دولت

به فرض به نتیجه رسیدن مذاکرات طرفین متخاصم در دوحه‌، عوامل بالقوه بی‌نظمی‌های عمومی هنوز باپرجا است.

در یک نگاه کلی علل و ریشه‌های بی‌نظمی عمومی در افغانستان را می‌توان به:

1. تجربیات ‌تاریخی

2. ساختارهای ‌اجتماعی غیرتعمیم‌یافته

3. فقدان تفاهم ارزشی و نمادی

4. بحران توزیعی

5. بحران اعتماد و هم‌بسته‌گی اجتماعی

6. بحران تحکیم و مشروعیت سیاسی و موارد مشابه دیگر منوط دانست.

منبع: روزنامه هشت صبح : سید محمد فیروزی نامزد دکترای جامعه‌شناسی

دیدگاه یک جوان افغان از روند تزویج

با سلام و احترام خدمت شما خواننده گرامی این تارنامه،

از عنوان معلوم است که میخواهم در مورد مسئله ازدواج بنویسم، راست اش را بخواهید در این ایام عمر من به ۲۸ میرسد و قصد ازدواج دارم البته قبلاً پول اش را آماده کرده ام. (جالب است که مسئله ازدواج با پول رابطه تنگاتنگ و حیاتی دارد - هر دو به هم وصل هستند.)

ازدواج از نظر شخصی بنده عبارت است از بستن یک پیوند دارای چندین بُعد. به عباره دیگر، شخص مجرد ( پسر یا دختر) از منظر اجتماع فعلی که من در آن زندگی میکنم یک انسان غیر قابل اعتماد، نفهم و منحیث یک شخص که به عدم پایبندی به اصول اجتماعی، شناخته میشود. من با این دیدگاه موافق نیستم. ازدواج مانند خیلی از مسایل انسانی دیگر وابسته به شرایط زمانی و مکانی دارد. اینکه باید پسران و دختران در سن معینی ازدواج کنند در محدوده تیوری باقی مانده است. در اصل هر انسان متمدن خواهان یک همسر یا شریک زندگی با معیارات شخصی خویش است. البته این را باید بیفزایم که در اجتماع افغانستان معیارات شخصی یک پسر و یا دختر چندان واضح و مبرهن نیست زیرا بسیاری از مردم این سرزمین از واقعیت ها زندگی دور شده اند و به دنیای مجازی سریالهای تلویزیونی پناه برده اند. واقعاً تعداد افرادی که بتوان با آنها دو کلام حرف حساب به مدت یک ساعت زد بدون منحرف شدن از شاخصه های اصلی بحث خیلی دشوار است.

به هر صورت، ازدواج یک اصل بخاطر ابقای نسل بشر و یک طریق اساسی بخاطر رفع عطش شهوت جنسی انسان است. میخواهم با گفتن این جمله که مهمترین بخشی که در جامعه افغانستان از طرف فامیل هر دو جانب همیشه مراعات نمیشود عبارت از احترام گذاشتن به حریم شخصی دختر و پسر است. یعنی هر انسان ذاتاً دارای قدرت اعمال نفوذ و خواهان داشتن حاکمیت بالای دیگر انسانها است؛ اما باید در مسئله ازدواج با این قدرت و خواهش ذاتی مبارزه صورت گیرد یا لااقل از شدت آن کاست. در بسا موارد مداخله غیر ضروری فامیل های هر دو جانب ضررهای جبران ناپذیری بر روابط دو جانبه (همسران) وارد می آورد. مهمترین بخش ازدواج از نظر شخصی من که لذت بخش ترین قسمت ازدواج است تداوم روابط همسران با وجود داشتن کنش های شخصی و طبیعی با خانواده های خویش است. همچنان قابل تذکر است، ایجاد آرامش در محیط خانوادگی پس از مراسم عقد از جمله وظایف سنگین است که به صورت مساوی بین زن و مرد تقسیم میشود. به امید داشتن ازدواج های متداوم و شناخت و حفظ حرمت به حریم شخصی افراد مجرد و متاهل این نوشتار را خاتمه میدهم.

با مهر

انجنیر صافی

نجات افغانستان از یک فروپاشی نظام دیگر

با سلام خدمت شما خواننده گرامی این تارنامه،

طوریکه شما در جریان قرار گرفته اید، مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و گروه طالبان در قطر در جریان است. من نیز مانند هر شهروند مسئول افغانستان در این نوشتار میخواهم نظرات خویش را به صورت فشرده به رشته تحریر در آورم.

  • ازینکه طالبان تولید شبکه استخباراتی ISI پاکستان میباشند و این گروه با داشتن حاکمیت ۵ ساله بر ۹۵ فیصد خاک افغانستان نتوانستند استراتیژی حاکمیت دایمی پاکستان را بر افغانستان تحمیل کنند. این گروه افراطی به ظاهر مسلمان سلاح کشتار جمعی و دست پاک شبکه استخباراتی ISI است که منبع تمویل نیرو های آن واضح و مبرهن است. به هر صورت، بستن هر نوع قرارداد ، موافقت نامه، پیمان در هر زمان با این گروه از سوی دولت افغانستان شرم‌آور است. طالبان با داعیه پشتونیزم توانستند حمایت های وسیعی از سوی پشتون های افغانستان بدست‌ آورند اما باید گفت که طالبان و رهبری آن از سوی پنجابی صورت میگیرد که هیچ گونه تعهد به برقراری و داشتن روابط دوستانه با مردم پشتون این دیار ندارند.
  • افکار قرون وسطایی و عدم پذیرش حقوق شهروندی قرن بیست و یک، یکی دیگر از مسایلی است که طالبان هرگز به آن تن نمیدهند.
  • طالبان و رهبری آن باید بدانند که ظلم و جنایات وحشی شان بر مردم افغانستان هیچ گاهی فراموش نخواهد شد، امکان دارد که طالبان در صورت برقراری صلح و آمدن به صورت فزیکی در افغانستان یا در ادارات دولتی این کشور؛ از سوی داغ دیدگان و بازماندگان شهدای سالهای قبل به قتل برسند.
  • طالبان نه مختار به برقراری آتش بس اند و نه صلاحیت این کار را دارند. شخصی که از میله سلاح و تفنگ تغذیه شده باشد و بزرگ شود کی میتواند که نان حلال مثل دیگر مردم نوش جان کند. ( گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی زاده بزرگ شود).
  • طالبان به صورت سیستماتیک و تیوری با زنان مشکل دارند، یعنی زن را مستحق حقوق نمیدانند. اگرچه ظلمی را که طالب انجام داد کافر در حق مسلمان نمیکند اما آنها انجام دادند.
  • قابل تذکر است که من به طالب و ایدیولوژی آنها باور ندارم. باید تمام شان به صورت گروهی تیر باران شوند. باید نیست و نابود کردند اما سیاست منطقوی از سوی پاکستان و ایالات متحده آمریکا، عربستان، ایران و امارت متحده عربی خواهان به قدرت رسیدن این گروه تروریستی در افغانستان است.

ترسم از این است که طالب بدون سلاح در داخل نظام افغانستان و بین مردم چطور از خود محافظت خواهد کرد و میدانم که این اشخاص هضم و حذف خواهند شد.

با احترام (صافی)

به مناسبت روز عاشورا (محرم الحرام سال ۱۴۴۲)

با تقدیم سلام و احترام خدمت شما خواننده گرامی،

امروز در کابل پایتخت افغانستان از روز شهادت حضرت امام حسین نوه پیامبر اسلام گرامی داشت به عمل آمد. به همین منظور خواستم پیام خویش را در این تارنامه بنویسم.

قیام امام حسین برای من الگو و سرمشق مبارزه با ناهنجاری های اجتماعی است. قیام سالار شهیدان و سرور جوانان بهشت یعنی پیروزی خون بر شمشیر یعنی اراده قوی نیاز است تا بتوان گروهی را اعتقاد و اعتماد خویش را فراموش کرده اند را دوباره بیدار کرد. قربانی که امام حسین در کربلا متحمل شد نقطه عطفی بود بر بیداری امت اسلامی در آن زمان.

پس از خداوند منان میخواهم تا همان عزم و جزم را که برای امام حسین بخاطر نابودی طاغوت داده بود برای تمام جوانان این امت اسلامی در زمان فعلی نصیب نماید زیرا ما واقعاً بر یک تغییر بنیادی در ساختار زندگی بر اساس مادی گرایی در عصر کنونی نیاز داریم. انک انت الوهاب و صلی الله علیه و سلم.

زندگی در کابل در سال ۱۳۹۹ - درک تازه من از جامعه افغان

با سلام و درود خدمت شما خواننده گرامی،

طوریکه از عنوان این نوشتار بر می آید، میخواهم بصورت واضح درک خویش را که در این روزها از درون جامعه افغانی دارم بنویسم. باید بدانید که درک آدمی و احساسات وی با رشد جسمی سال به سال افزایش پیدا میکند و اینکه یک موضوع طور مثال دختر زیبای همسایه که برای یک جوان ۲۰ ساله مهم است برای یک شخص ۲۷ ساله دیگر مهم نیست. طرز دید انسان تغییر میکند. ممکن موضوع دیروز دیگر برایم هیچ اهمیتی نداشته باشد. قبلاً باید متذکر شوم که این دیدگاه فعلی من مردانه است. میرویم سر اصل مطلب:

مطالب و دیدگاه های جدید خویش را فهرست وار مینویسم و اگر فرصت مهیا شد به تشریح کامل آن خواهم پرداخت:

1) مدرک تحصیلی باعث ارتقا هوش انسان نمیگردد، این تجربه های گوناگون است که باعث تکامل انسان میگردد.

2) انسان باید با پدر و مادرش ارتباط ناگسستنی ایجاد نماید. بسیاری از خانواده های افغان بچه هایشان را درست تربیت نمی کنند. حضرت سعدی درباره تربیت فرزند در بوستان اش چنین فرموده اند: 

پسر چون ز دَه بر گذشتش سنین *** ز نامَحرمان گو فراتر نشین *** بر پنبه آتش نشاید فروخت *** که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت *** چو خواهی که نامت بماند به جای *** پسر را خردمندی آموز و رای *** چو فرهنگ و رای اش نباشد بسی *** بمیریّ و از تو نماند کسی *** بسا روزگارا که سختی بَرَد *** پسر چون پدر نازکش پرورد *** خردمند و پرهیزگارش بر آر *** گرش دوست داری به نازش مدار *** به خُردی درش، زَجر تعلیم کن *** به نیک و بدش وعده و بیم کن *** بیاموز پرورده را دسترنج *** و گر دست داری چو قارون به گنج *** به پایان رسد کیسه سیم و زر *** نگردد تهی کیسه پیشه ور *** چه دانی که گردیدنِ روزگار *** به غربت بگرداندش در دیار *** چو بر پیشه ای باشدش دسترس *** کجا دست حاجت بَرَد پیش کَس *** هر آن کس که فرزند را غم نَخورَد *** دیگر کس غمش خورد و بدنام کرد.

3)  بسیاری از انسان های این سال حسود شده اند، حسد یک بیماری روانی است و جز به شخص حسود به دیگر کسی آسیب نمیرسد. لطفاً اگر شخصی دارایی دارد حتماً زحمت کشیده است، اگر تحصیلات عالی دارد حتماً رنج برده است، اگر شخصی مقامی دارد حتماً لیاقت اش را دارد. از نظر شخصی بنده انسان باید هدف داشته باشد و در راه آن متحمل قربانی هایی گردد. لطفاً این صفت بد را ترک کنید.

4) بسیاری از افغانها مثل نفس کشیدن بدون اراده غیبت میکنند، گپ های حق و ناحق میزنند، با آبروی مرد و زن و دختر و پسر بازی میکنند. نمیدانم ممکن اگر بخاطر گپ زدن پول میدادند آن زمان بود که کلمات خود را سنجیده استفاده میگردند اما من میگویم که از تمامی صحبت های ما باید به خداوند در روز قیامت حساب پس بدهیم به همین دلیل این عادت خوب را باید در وجودمان ایجاد کنیم که سکوت نمودم را یاد بگیریم.

5) صله رحم و خبر گرفتن از فامیل های نزدیک قطع شده است و آن هم فقط به دلیل مادی (پول، موتر، خانه، وظیفه). 

6) منحیث یک افغان که در شهر کابل زندگی میکنم به حکومت و ادارت دولتی افغانستان هیچ باور ندارم، خیلی دروغ میگویند، فریب میدهند، دغل باز هستند (هرچه بگندد نمکش میزنند وای بر آن روز که بگندد نمک) در این سال نمک گندیده است.

7) دوستی و رفافت به معنی واقعی کلمه از روی مطلب (عمدتاً هدف مادی) است. انسانها این جامعه به جزء از عده قلیل عزت نفس ندارند، وقار و حیثیت را نمیشناسند، از اعمال خود مسئولیت نمیگیرند، غیر قابل اعتماد هستند ولی در ظاهر خلاف این را نشان میدهند. به همین دلیل باید به الله متعال پناه برد و یک ارتباط محکم بندگی را با مالک الملک قایم نمود تا از ضرر این رفیقان در امان بود. به جزء از این دیگر راهی وجود ندارد.

8) کشور های غربی در پلان شان موفق شدند ( سیکولاریزه نمودن تمام جوامع انسانی) در این سال یک انسان دیگر انسان نیست بلکه یک برده است، برده تمایلات نفسانی و شیطانی خویش است، برده پول و مقام است، برده شیطان شده است.

9) بخاطر دنیا طلبی های ما سن ازدواج بلند رفته است، بخاطر چشم و همچشمی های ما مصارف ازدواج بلند رفته است نتیجه آن شیوع اجباری زنا و رابطه های غیر شرعی است که باعث نزول عذاب خداوند بر جامعه ما شده است. مثلاً: همین چند روز پیش یک سیلاب مدهش و عظیم در چاریکار باعث کشته شدن و تخریب منازل مسکونی بود که دلیل آن را از نظر شخصی خودم مبتلا بودنشان به روابط غیر شرعی میان زن و مرد میدانم. حضرت عمر فرموده است: هنگامی که زنا در یک منطقه زیاد گردد خداوند بوسیله سیلاب آنها را عذاب میدهد.

مراتب فوق دیدگاه شخصی من میباشد، خودم را انسان مبرا از گناهان که در بالا متذکر شده ام نمیدانم اما سعی انسانی خود را مینمایم تا پیش خداوند متعال پاک بروم و از عذاب دنیایی و اخروی میترسم. اگر درک کنیم و فکر نمایم و از خداوند بخواهیم حتماً پاک و پاکیزه خواهیم شد. و الحمدلله رب العامین و صلی علی خیر الخلق محمد امین (صلی الله علیه و سلم)

طرح بیمه حوادث تروریستی (Anti-Terrorist Shield Insurance (SITA

باید در قبال آینده اطفال معصوم جامعه ما مسئولانه برخورد کنیم.

آیا آینده آنها چگونه خواهد بود؟ اراده سیاسی بخاطر قطع جنگ و یا هم کاهش حوادث تروریستی در داخل خاک افغانستان وجود ندارد. از همین سبب باید راه های بدیل جهت حداقل ساختن خسارات این حوادث بر قشر آسیب پذیر جامعه افغان یعنی اطفال و زنان را طرح و تطبیق نمود.

بناء باید خطرات تهدید کننده زندگی آنها را شناسایی نموده و در رفع آن گام های عملی برداشته شود و این امر حیاتی برمیگردد به طریقه های ساخت آینده توسط روشنفکران و تحلیل علت و اسباب پدید آورنده این خطرات و اینکه دانشمندان و انسان های آگاه چگونه و چطور اسباب انتقال تجربه های خود و دیدگاه های شان به زندگی را به سایرین انتقال دهند. طرح خویش را در لینک ذیل با شما درمیان میگذارم: 

https://drive.google.com/file/d/1JkkVUt9TRlmCJdXUEZlMezxR7ZclaGpw/view?usp=sharing

معنی شامُخ چیست؟ What is the meaning of Shamookh

با سلام و درود خدمت شما دوست عزیز ، در این نوشتار میخواهم معنی تخلص خویش را معنی نمایم: شامخ از دو کلمه تشکیل گردیده است که شاه به معنی سلطان، سرور و سالار

مُخ  [ م ُ ] (اِ) نام جانوری است که اقسام غله را ضایع کند و آن را به عربی سوس خوانند. (برهان ). سوس و جانوری که غله را ضایع کند. (ناظم الاطباء). || درخت خرما را نیز گویند و لهذا خرمایستان را که نخلستان باشد مخستان گویند. (آنندراج ) (انجمن آرا) (از فرهنگ رشیدی ). خرمابن و درخت خرما. (ناظم الاطباء). || در عربی به معنی مغز استخوان و دماغ. (برهان ). مأخوذ از تازی ،مغز استخوان و دماغ و مغز کله. (ناظم الاطباء). || خالص و برگزیده از هر چیزی. (ناظم الاطباء) (از برهان ). و رجوع به مُخ ّ و تحفه ٔ حکیم مؤمن شود. قابل تذکر است، - بی مخ ؛ در عرف عام به معنی متهور و بی عقل و کسی است که به استقبال خطر می رود. این کلمه بصورت لقب به اشخاص خاصه جاهلان و لوطیان داده می شود و مترادف آن بی کله است به معنی متهور وشجاع . (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).
|| پیه چشم . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از محیط المحیط). || میانه ٔ هر چیزی . ج ، مِخاخ ، مِخَخَة.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || خالص . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). خالص هرچیزی . (از ناظم الاطباء). || مجازاً خلاصه ٔ هر چیز را گویند. (غیاث ). مغز. لبالب : اهدناالصراط المستقیم ، عین عبادت است و مخ طاعت . (کشف الاسرار ج 1 ص 45). میان سلطان با عامی فرق ننهند و مخ و مقصود سخن نویسند. (جهانگشای جوینی ).
- مخ الذر ؛ چیزی که وجود ندارد. (از دزی ، ج 2 ص 572).
- مخ السمک ؛ماده ٔ سفید و نرمی که در امعاء ماهی نر وجود دارد . (از دزی ج 2 ص 572).

به عباره دیگر، شامخ یک کلمه ترکیبی میباشد جمع آن مخاخ است که به معنی سرور عقلا معنی میگردد. اگر از حق نگذریم یک لقب جاه طلبانه است.

روزگار را چرا نفرین کنیم؟

با سلام و درود خدمت شما دوست عزیز،

عنوان مطلب را روی دلیلی انتخاب کردم، و پس از یک مقدمه به مطلب اصلی میپردازم.

انسانها و جنیات نظر به آیات قرآن کریم دارای یک موهبت الهی میباشند و آن عبارت از اینست که دارای قوه انتخاب هستند. به عباره دیگر، امانتی را که خداوند در کتاب آسمانی اش به آن اشاره کرده است همان انتخاب Choice است. یکی از نام های خداوند متعال ملک الملک است و تمام امور تمام موجودات هستی در ید بلاکیف اش است. اساس دنیا و آخرت و به طور کل اساس خلقت بر عدالت استوار است. یعنی در تمام مخلوقاتی که خداوند جل علی شانه به وجود آورده است میتوانیم اصل عدالت را مشاهده نماییم به طور مثال میتوانیم این اصل را در مورد خلقت زمین و آسمان در نظر گیریم. هفت طبقه آسمان و هفت طبقه زمین، بارش باران از آسمان و رویش گیاهان از زمین، لایه بسیار نازک اوزون در آسمان زمین و لایه بسیار نازک خاک (طبقه A - صرفاً 25 سانتی از طبقه زمین قابل زیست و پرورش نباتات است) در زمین و غیره موارد...

هدف اصلی من از میان آوردن مقدمه فوق این جمله است که ( این جهان کوه است و افعال ما صدا *** باز میگردد صدا ها سوی ما) 

بناء روزگار را بد، لعن و گلایه نداشته باشیم بلکه با اخلاص خداوند را پرستش نماییم و بدانیم که حتی نیت خوب داشتم باعث رضایت خداوند است و ما با خداوند متعال قرار ملاقاتی داریم !

خلاصه فصل اول کتاب ( جهان تا صد سال دیگر)

با سلام و تقدیم بهترین درود ها و تهنیات نیک به شما خواننده محترم،

کتاب عشق من است.

طوریکه از عنوان این نوشتار بر می آید میخواهم خلاصه کتاب صد سال دیگر را که در آن اقتصاددانان برجسته و نامی شرق و غرب نظریات علمی خویش را در مورد آینده ما تحریر داشته اند؛ بنگارم.

در آغاز فصل اول کتاب، نویسنده ۱۰ روند را شناسایی و در مورد هر یک نظرات مستند خویش را ارایه نموده است.

روند اول: انقلاب حقوق که دارای چهار مشخصه ۱. باز توزیع منابع ۲. افزایش خدمات عمومی ۳. اخذ سیاست های باب میل رای دهندگان ۴. افزایش ارایه خدمات بهداشتی

روند دوم: طوفان تکنالوژي

روند سوم: رشد بی امان جمعیت که دستآورد آن به سطح کل اقتصاد منجر به ارتقای درآمد سرانه گردیده است.

روند چهارم: رشد نامتوازن

روند پنجم: تحول در کار و دستمزد

روند ششم: انقلاب در بهداشت و درمان

روند هفتم: فن آوری بدون مرز

روند هشتم: قرن جنگ و صلح، با وجود تمام نابسمانی ها و جنگ نویسنده به این نظر است که تعداد کشته شدگان در قرن حاضر با مقایسه قرن گذشته کاهش یافته است.

روند نهم: ضدیت با روشنگری در سیاست؛ نویسنده به این عقیده است که افراط گرایی مذهبی در این قرن به شدت افزایش یافته است. به طور مثال در سیاست آمریکا دست مسیحیان بنیادگرا مشهود است و در سیاست اسرائیل یهودیان ارتودوکس افراطی باعث شعله ور شدن افراط گرایی در سطح منطقه و جهان میباشند. ( به نظر من افراط گرایی مسلمانان نیز در این قرن افزایش یافته است طور مثال در کشور عزیزم افغانستان گروهک مذهبی طالب نیز باعث ویرانی و رشد افراط گرایی مذهبی هستند.)

روند دهم:انفجار جمعیت و اثر آن بالای منابع طبیعی و محیط زیست

پندارهای باب میل من در فصل اول:

  • رابطه علیتی قوی میان برخورداری اقتصادی، دموکراسی و حقوق سیاسی بر قرار است.
  • توسعه نهادی که با انقلاب حقوق در رابطه است و هم بر آن تاثیر گذاشته و هم از آن تاثیر گرفته است عامل اصلی تغییراتی است که در یک قرن اخیر در زمینه اقتصاد و فناوری تجریه کرده ایم.
  • نهادی های اقتصادی فراگیر inclusive تحت حمایت نهادهای سیاسی فراگیر هستند و دارای دو ویژگی عمده میباشند ۱. کثرت گرا ۲. توزیع قدرت سیاسی در سطح وسیع که در نتیجه فرد یا گروهی نمیتواند قدرتی نامحدود را در اختیار بگیرد و به طور مستبدانه حکمرانی کند.

با مهر شامُخ

 

کار و کوشش سرمایه پیروزی است!

برزگری کشته خود را درود **** تا چه خود از بدو عمل کشته بود!

بارکش آورد و بر آن بار کرد ****  روی ز صحرا سوی انبار کرد

در سر ره تیره گلی شد پدید **** بارکش و مرد در آن گل تپید

هرچه بر آن اسب نهیب آزمود **** چرخ نجنبید و نبخشید سود

برزگر آشفته از آن سوء بخت **** کرد تن و جامه به خود لخت لخت

گه لگدی چند به یابو نواخت **** گه دو سه مشت از زبر چرخ آخت

راه به ده دور بد و وقت دیر **** کس نه به ره تا شودش دستگیر

زار و حزین مویه کنان مو کنان **** کرد سر عجز سوی آسمان

کَای تو کَنَندَه دَرِ خَیبَر زِ جای **** بر کن این بارکش از تیرَه لای

هاتفی از غیب به دادش رسید **** کامدم ای مرد مشو نا امید

نک تو بدان بیل که داری به بار **** هر چه گل تیره بود کن کنار

تا منت از مهر کنم یاوری **** بار خود از لای برون آوری

برزگر آن کرد و دگر ره سروش **** آمدش از عالم بالا به گوش

حال بنه بیل و برآور کلنگ **** برشکن از پیش ره آن قطعه سنگ

گفت شکستم، چه کنم؟ گفت خوب **** هرچه شکستی ز سر ره بروب

گفت بِرُفتَم همه از بیخ و بن **** گفت کنون دست به شلاق کن

تا شوم الساعه مددکار تو **** باز رهانم ز لجن بار تو

مرد نیاورده به شلاق دست **** بار ز گل برزگر از غم برست

زین مدد غیبی گردید شاد **** وز سر شادی به زمین بوسه داد

کای تو مهین راهنمای سُبُل **** نیک برآوردِیَم از گِل چو گُل

گفت سروشش به تقاضای کار **** کار ز تو یاوری از کردگار

ایرج میرزا

نشانه كمال

يكي از نشانه هاي كمال روح انساني اين است كه اهميت انتخاب هاي خويش را درك مي كند. يك انتخاب يعني يك اقدام، انتخاب يعني بوجود آورنده يك فعل از عدم، انتخاب يعني توجه به زاويه مورد پسند، انتخاب يعني خواستن شي اي با اختيار، انتخاب يعني ميان همه فقط يكي، انتخاب يعني عمل در مقابل احساس قبلً محسوس، انتخاب به معني قبول نمودن پيامد هاي بعدي به صورت اختياري، انتخاب اوج اختيار انسان است. طوريكه در نخست تحرير گرديد (كمال انسان در انتخاب هايش مستور است)!

چرا همه ما انسانهاي عصر فعلي عصباني هستيم؟

با عرض سلام و احترام خدمت شما خواننده معزز اين تارنامه تقديم مي نمايم، اميد است از گزند روزگار در امان باشيد.

موضوع خيلي جالبي در فكرم خطور كرد كه عنوان همين نوشتار را تشكيل ميدهد، من نمي خواهم دلايل اينكه چرا ما انسانهاي قرن بيست و يك در مجموع پرخاشگر شده ايم را بيان نمايم. هركس دليل عصبانيت خاص خود را دارد و توجيه مي نمايد. اما منحيث يك شاهد رفتار انسانهاي دور و برم به صورت واضح عمل پرخاشگري را مي نگرم. اين معضل رفتار اجتماعي در درون مجتمع به كودكان و اطفال نيز سرايت كرده است. بسياري از اطفال نازنين كه اميد فرداي ما و مشعل فروزنده شام پيري ما هستند؛ به اندك ترين بي توجهي رفتار پرخاشگرانه و تهاجمي از خود بروز مي دهند كه بعضي اوقات باعث تعجب ما بزرگسالان ميگردد. شايد بتوان از ميان اين رفتار غير اجتماعي كه سر دچار آن گرديده ايم به بسياري از مسايل مخفي رفتاري پي ببريم. طور مثال مي توان چنين تذكر به عمل آورد: رفتار پرخاشگرانه اطفال با وجود محبت و لطف والدين يا همنشينان اثر مستقيم امواج راديويي يا ستلايتي (مأهواره اي) باشد؟ همچنان اثر مستقيم مواد كيمياوي كه در خوراكه باب (توليدات زراعتي مانند جبرليگ) استفاده مي شود؛ داشته باشد؟ اين چنين رفتار ها زماني بروز مي كند كه اطفال به چيزي كه ميخواهند دست پيدا نكنند. (ادامه اين بحث در نوشتار بعدي...)  با عرض حرمت فرهاد شامخ سيدخيلي

حكومت فاشيستي طالبان و يك درس

به اساس تاريخ معاصر كشور عزيزم افغانستان مي توان دوره امارت (حكومت) قبيله گراي طالبان را نقطه توقف و ركود در تمام ابعاد زندگي شناخته شده انسان دانست. طالبان گروهي بودند سازمان يافته و داراي يك برنامه جهت از بين بردن فرهنگ انساني و مبدل ساختن افغانستان به بازار گرم سلاح، مواد مخدر و فقر از همه ابعاد آن؛ با وجود اينكه در امارت شان توجه خاصي به احكام ظاهري دين مبين اسلام داشتند مثلاً: ريش، نماز، امر بالمعروف و نهي عن المنكر، تطبيق جزا در ملاء عام، حجاب و غيره اما اين أعمال خالي از هرگونه اخلاص و معنا بود. من شخصاً در زمان امارت شان در كابل نبودم اما از اقوام ساكن در پايتخت داستانها و حكايات شنيدم. روزي را كه براي اولين بار بعد از چندين سال هجرت داخل افغانستان از راه هرات شدم، بخدا قسم است از دلارام الي كندهار اشك در چشم داشتم زيرا براي من ديدن فقر و كساني كه در مسير راه به سوال مشغول بودند سخت مايه ي اندوه و غم بود. البته بعداً فهميدم كه اين افراد گذاشته اند و براي نيروي مخالف دولت منبع مالي اند. امارت طالب به جزء از نفرت و يأس ديگر چيزي براي ما به ارمغان نياورد، قوم گرايي و تعصب چنان أوج گرفت كه حتي تا امروز هم در خيلي از ولايات كشور جاريست.

درسي كه مي توان از دوره سياه امارت طالبان گرفت اين است: دلبستن به تعلقات قومي و سمتي و زباني مسير درست براي رشد و انكشاف اجتماع انساني نبوده و غرق شدن در تعصب قومي به جز از فلاكت، باري (ثمر) ديگر به شاخساران درخت برومند زندگي ندارد. 

حكومت فاشيستي طالبان و يك درس

به اساس تاريخ معاصر كشور عزيزم افغانستان مي توان دوره امارت (حكومت) قبيله گراي طالبان را نقطه توقف و ركود در تمام ابعاد زندگي شناخته شده انسان دانست. طالبان گروهي بودند سازمان يافته و داراي يك برنامه جهت از بين بردن فرهنگ انساني و مبدل ساختن افغانستان به بازار گرم سلاح، مواد مخدر و فقر از همه ابعاد آن؛ با وجود اينكه در امارت شان توجه خاصي به احكام ظاهري دين مبين اسلام داشتند مثلاً: ريش، نماز، امر بالمعروف و نهي عن المنكر، تطبيق جزا در ملاء عام، حجاب و غيره اما اين أعمال خالي از هرگونه اخلاص و معنا بود. من شخصاً در زمان امارت شان در كابل نبودم اما از اقوام ساكن در پايتخت داستانها و حكايات شنيدم. روزي را كه براي اولين بار بعد از چندين سال هجرت داخل افغانستان از راه هرات شدم، بخدا قسم است از دلارام الي كندهار اشك در چشم داشتم زيرا براي من ديدن فقر و كساني كه در مسير راه به سوال مشغول بودند سخت مايه ي اندوه و غم بود. البته بعداً فهميدم كه اين افراد گذاشته اند و براي نيروي مخالف دولت منبع مالي اند. امارت طالب به جزء از نفرت و يأس ديگر چيزي براي ما به ارمغان نياورد، قوم گرايي و تعصب چنان أوج گرفت كه حتي تا امروز هم در خيلي از ولايات كشور جاريست.

درسي كه مي توان از دوره سياه امارت طالبان گرفت اين است: دلبستن به تعلقات قومي و سمتي و زباني مسير درست براي رشد و انكشاف اجتماع انساني نبوده و غرق شدن در تعصب قومي به جز از فلاكت، باري (ثمر) ديگر به شاخساران درخت برومند زندگي ندارد. 

بازار مشترك زراعتي كشورهاي اسلامي، طرحي واقعي يا خيالي؟

مطابق تخصص من، ايده عنواني اين مطلب هرگز خيالي نبوده و كاملاً جنبه عملي دارد. بازار مشترك زراعتي كشورهاي اسلامي نقطه عطفي است غرض خروج از وابستگي به بازارهاي كشورهاي غير اسلامي در سكتور حياتي زراعت/ كشاورزي.

اين بازار مشترك در هر نقطه اي و با رياست و تمويل هر كشور اسلامي زمينه را براي زدودن پديده فقر، بيكاري و انواع مشكلات اقتصادي، اجتماعي و سياسي جوامع مسلمان مهيا ميكند. اين بازار با استفاده از محصولات فصلي تراكم ميوه جات، سبزيجات و مالداري را سرعت بخشيده زمينه دسترسي پايداري كشورهاي اسلامي را به غذا و اسعار مهيا مي سازد. مازال محصولات زراعتي را مي توان به كشورهاي غير عضو صادر كرد، در اين بازار داد و ستد، دخول و خروج كاملاً آزاد است، يكي از مشخصه هاي اساسي اين بازار رفع هر نوع تعرفه و محصول گمركي به عرضه كنندگان مسلمان است. هر كشور اسلامي با داشتن محصول خاص، سهم بارزي را در اين بازار ايفا خواهد نمود. اين بازار زمينه ساز ماركيت كار، نيروي متخصص و پرورش دهنده محصولات زراعتي كشورهاي اسلامي خواهد بود. اين بازار يكي از اهرم هاي اثرگذار بر زمين تك قطبي ( طوريكه فعلاً شاهد آن هستيم كه از سوي آمريكا تطبيق مي شود) خواهد داشت. در اين بازار نرخ بر اثر قانون عرضه و تقاضا يعني ضرورت خريدار و أنصاف فروشنده تعيين خواهد شد. أمت اسلامي اگر متحد شود زمينه شرك و كفر كه همانا اولين مولفه و داعيه اسلام است از زمين الله متعال برچيده خواهد شد. اين ايده نه فقط خواب است بلكه جنبه تطبيقي و عملي با حاصل پايدار براي كشورهاي اسلامي خواهد داشت. با مهر انجنير فرهاد ... كارشناس اقتصاد زراعتي ... كابل ... سرطان ١٣٩٨

چرا زنان مستعد و مناسب براي احراز پست هاي كليدي نيستند؟

ماهيت موضوع:

تصميم گيري و فن رهبري يكي از مشخصه هاي ذاتي مردان است، اينكه بگوييم زنان مي توانند مانند و مساوي به مردان باشند و در كارها مثل مردان عمل كنند واقعاً تاسف و كمال نابخردي است. ماهيت اين روند كه در ادارات افغانستان و موسسات در حال جاري در عمل پياده مي شود قطعاً بازي تيوريسين هاي غرب با تواني هاي افراد ملت هاي شرقي است. غرب به زنان نگاه كاملاً مادي و متاع گونه دارد، از تبليغات و نوع بازاريابي فروش محصولات شان كاملاً هويداست و جايي براي موشگافي فرهنگ و رسم و رواجها اجتماعي شان ديگر نيست. تجربه نشان داده است، در هر كاري كه زن و تصميم گيري جنس اناث دخيل است، بدون شك تعلل حتمي است. اينكه زن، جنس زنانه (فطرت) براي تربيه و پرورش جسم و روح بشر آفريده شده است، قطعاً اجماع عمومي انساني و اخلاقي دارد.

براي شخص من واقعاً جاي سوال است كه چرا اين راهبرد غير منطقي و عير مسئولانه بالاي جوامع شرق و مسلمان نشين تطبيق مي گردد؟ يكي از جمله صدها فرضيه اين است كه، بخاطر ثمر بخشي به هدف استعمار و استثمار جوامع متذكره و در صورت اقدام براي كار و برنامه شان، زنان فريب آنچه ديده مي شود و در زمان حال به وقوع مي پيوندد را درك مي كنند اما از اثرات طويل المدت آن (مطابق سرشت شان) درك نموده نمي توانند.

چرا زنان مستعد و مناسب براي احراز پست هاي كليدي نيستند؟

ماهيت موضوع:

تصميم گيري و فن رهبري يكي از مشخصه هاي ذاتي مردان است، اينكه بگوييم زنان مي توانند مانند و مساوي به مردان باشند و در كارها مثل مردان عمل كنند واقعاً تاسف و كمال نابخردي است. ماهيت اين روند كه در ادارات افغانستان و موسسات در حال جاري در عمل پياده مي شود قطعاً بازي تيوريسين هاي غرب با تواني هاي افراد ملت هاي شرقي است. غرب به زنان نگاه كاملاً مادي و متاع گونه دارد، از تبليغات و نوع بازاريابي فروش محصولات شان كاملاً هويداست و جايي براي موشگافي فرهنگ و رسم و رواجها اجتماعي شان ديگر نيست. تجربه نشان داده است، در هر كاري كه زن و تصميم گيري جنس اناث دخيل است، بدون شك تعلل حتمي است. اينكه زن، جنس زنانه (فطرت) براي تربيه و پرورش جسم و روح بشر آفريده شده است، قطعاً اجماع عمومي انساني و اخلاقي دارد.

براي شخص من واقعاً جاي سوال است كه چرا اين راهبرد غير منطقي و عير مسئولانه بالاي جوامع شرق و مسلمان نشين تطبيق مي گردد؟ يكي از جمله صدها فرضيه اين است كه، بخاطر ثمر بخشي به هدف استعمار و استثمار جوامع متذكره و در صورت اقدام براي كار و برنامه شان، زنان فريب آنچه ديده مي شود و در زمان حال به وقوع مي پيوندد را درك مي كنند اما از اثرات طويل المدت آن (مطابق سرشت شان) درك نموده نمي توانند.

چگونه افراد زير خط فقر زندگي خويش را مي گذرانند؟ نوشته تحليلي انتقادي

فقر پديده اي است مزمن و كميابي و نايابي أشياء و لوازم رفاهي زندگي است. در حاليكه اين حادثه از طرف كساني و مؤسساتي سازماندهي مي شوند تا قدرت خريد اشخاص را ضعيف نمايند. فقر و فقرا عموماً در حالت عدم قاطعيت قرار ميداشته باشند. به عباره ديگر، فقير كسي است كه از وسايل معيشت، خوشگذراني و رفاهي برخوردار نيست. راهبرد بايد چنان باشد كه هيچ يك از انسانهاي قرن فعلي نبايد به فكر تهيه مايحتاج زندگي خويش باشند، ببينيد وقتي صرفاً ارزش سهام آمريكا بيش از ٦٤٠ تريليون دالر برسد، ارزش دارايي و سرمايه ديگر كشورها از ارزش كمتر برخوردار است كه مجموعاً مقياس وشيعي از ساحه فعاليت هاي اقتصادي را شامل مي شود يعني توليد انبوه رفاهي را سبب مي گردد و نيز تاثير مستقيم بر زدايش فقر و ضعف قدرت خريد انسانها دارد. واقعاً، اگر ما انسانها از عدالت اجتماعي صحبت مي نماييم تا از حس و درك نيروي اثرگذار فقر را احساس مي كنيم، پس بدينصورت ما بايد اين عدالت اجتماعي را ترويج نماييم. راه حل چيست؟ ميتوان، از آيين عياري و جوانمردي شرق استنباط و استنتاج نمود به اين معني كه از ثروتنمندان گرفته و به فقرا تقسيم شود. باز هم مي توان، افراد فعال را استخدام نماييم تا با استفاده از عوامل توليد موجود براي افراد منفعل و فقير استفاده حياتي گرفت

به ادامه مطلب بروييد ...

جنگ عليه دهشت

سلام خدمت همه دوستان و خوانندگان محترم اين تارنامه ... به اميد اينكه ايام به كام تان باشد!

همه ما به طور مستقيم يا غير مستقيم به اين عقيده رسيده ايم كه پروژه اي از جانب كارگردانان طراز اول جهان كنوني ما به اسم War on Terror سازماندهي و اجرا شد كه به تمام ابعاد و زواياي زندگي انسانهاي اين كره خاكي اثر داشت. مثال آن انفجار برج هاي دو قلوي سازمان تجارت جهاني در نيويارك بود. من در جغرافيايي به اسم افغانستان و در شهر كابل زندگي ميكنم، شهري كه طعمه آتش طمع طماعان گرديده است، در اين شهر گريه بيوه زنان، شيون و ناله كودكان را ميشنوم و ميبينم كه قرباني و هدف راهبردهاي افرادي شده اند كه هزارها كيلومتر با ما فاصله دارند اما تصميمات شان بالاي زندگي و سرنوشت ما سايه شوم خويش را افگنده است. ايشان هرگز درد گرسنگي، سوز سردي، درد بي اولادي را نمي چشند زيرا زندگي شان از هر حيث تامين است، سرمايه داران حيوان صفتي اند كه فقط به پول مي انديشند. آبروي انساني، حيثيت، شرف، احترام، اخلاق انساني را نمي شناسند و فكر و ذكر شان حساب هاي چند تريليون دالري حصول شده از تجارت اسلحه، مواد مخدر و قاچاق انسان است. سرگرمي شان فقط قمار است. شما بگوييد خواننده عزيز به جز از صبر و دعا به درگاه الله واحد قهار، راه مبارزه ديگر سراغ داريد؟

گپ دل

به قله هاي شامخ هندوكش عذر تقصير پيش مي كنم ...

به طراوت نم نم باران جانبخش بهار دند شمالي...

به جوانه با نشاط گندم ...

به قوت فله ي گاو ...

به رود خروشان جيحون ...

به سادگي من دهاتي ...

به غرور اسب چاپانداز ...

به خلوص سجده مولوي مسجدمان ...

به روباه صفتي انگليس و پاكستان ...

به آرامگاه درفشان آمر صاحب شهيد ...

به نعره مردانه ي ملالي ...

به مسرت و يأس ناقلين دوره ظاهرشاه ...

عذر تقصير من را بپذير اي ذاتي كه به عشق خودت عاشقانه ما را از عدم به صحنه هستي آوردي ...

به لب هاي پروتيز شده آرايشگر محله ي مان ...

به فرهنگ پوچ پنجهزار ساله مخدوش شده نسل گرگ صفت بيابان هاي سرزمينم ...

به تذكره زير سن قاتلين مهسا نازنين ...

به عطش شهوت انزال شده اي خري در نفاس زوجه اش...

به حرص بانكداران كابل ...

به آن مغز اقتصادي - تجارتي در بند بگرام ...

به قضيه ي فيثاغورث ...

به كشف رياضيكي فيلسوف دردمند افغانم ...

به زوزه هاي بي آواز خلق دردمند در لجنزار اقتصاد باز ...

اي دوشيزه ي حسن در جُلبِ كنج خانه چشم براه ... 

عذر تقصير مرا به جاي قصورم بپذير ... كل نفس بما كسبت رهين!

 

مفاهيم اقتصادي ( تمايز ميان رشد و توسعه) دو نظريه

توسعه اقتصادی

توسعه اقتصادی عبارتست از رشد اقتصادی همراه با تغییرات بنیادین در اقتصاد و افزایش ظرفیت‌های تولیدی اعم از ظرفیت‌های فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد.

تفاوت رشد و توسعه

در ابتدا لازم است دو کلمه رشد و توسعه را از یکدیگر تمیز دهیم. باید بدانیم که این دو لغت دارای دو مفهوم متفاوت و جدا از یکدیگر می‌باشند، به طوری که واژه لاتین آنها نیز با یکدیگر تفاوت دارد. در زبان انگلیسی معادل رشد واژه «Growth» توسعه معادل واژه «Development» می‌باشد.

رشد Growth

در رشد اقتصادی متغیرها از نظر کمی مدنظر است، لذا رشد تغییرات کمی اقتصادی است، تغییرات کیفی را بیان نمی‌کند پس به این ترتیب رشد چیزی نیست، جز تغییرات (کمی) تولیدات ناخالص ملی (y∆) یعنی تغییرات نسبت به یک سال پایه بیان رشد خواهد بود؛ بنابراین تغییرات کمی اقتصادی در یک جامعه را رشد گویند.

توسعه Development 

در توسعه اقتصادی متغیرها از نظر کیفی مدنظر است لذا توسعه در واقع تغییرات کیفی یک جامعه را بیان می‌کند که تظاهر آن می‌تواند، در رشد تبلور یابد. به این ترتیب توسعه اقتصادی عبارت است از تغییرات کیفی در ساختار اقتصاد یک جامعه و آن دسته از تغییرات بنیادی که بر تولید ناخالص ملی اثر می‌گذارد. به این ترتیب دو لغت رشد و توسعه را با توجه به تعاریف بالا از یکدیگر تمیز می‌دهیم. ∗

نظریه‌های توسعه

نظریه رستو

او معتقد است که تمام جوامع بشری یا به عبارتی تمام کشورهای دنیا در روند توسعه خود از مراحل زیرین گذار می‌کنند:

مرحله جامعه سنتی (ابتدایی)

مرحله مقدماتی

مرحله خیز (جهش اقتصادی)

مرحله بلوغ

مرحله مصرف انبوه

نظریه مایکل تودارو

اقتصاددانانی نظیر مایکل تودارو در بررسی توسعه و توسعه نیافتگی، نفس صرف کمیت‌های اقتصادی را در میزان رشد سالانه تولید ناخالص ملی و توسعه نیافتگی را در میزان صرف درآمد سرانه، اشتغال و نابرابری درآمدهای گروه‌های اجتماعی مورد نقد قرار می‌دهند اما مانند سینگر و لوئیز معلول، توسعه و توسعه نیافتگی را جانشین علت نموده و توسعه نیافتگی را حاصل سه جزء اقتصادی و نیز غیر اقتصادی یعنی پایین بودن سطح زندگی، پایین بودن اعتماد به نفس و آزادی محدود می‌دانند؛ که پیوسته عنصر معلول توسعه نیافتگی اقتصادی_اجتماعی می‌باشد.

نظریه آرتور لوییس

او اظهار می‌دارد که انتقال نیروی انسانی از بخش سنتی به بخش پیشرفته، هسته اصلی توسعه اقتصادی در این جوامع می‌باشد، چون در بخش سنتی مازاد نیروی انسانی وجود دارد و بخش پیشرفته به علت پویایی و تحرک، قادر به جذب نیروی انسانی بخش سنتی است. به عبارت دیگر در بخش سرمایه داری قابلیت جذب سرمایه وجود دارد، تمرکز سرمایه در بخش مدرن اقتصاد انجام می‌گیرد و در واقع سرمایه جذب می‌شود و بخش سنتی می‌تواند نیروی انسانی ارزان قیمت را تأمین نماید و به این طریق امکان رسیدن به رشد اقتصادی فزاینده با توجه به بخش مدرن اقتصادی به وجود می‌آید.

نظریه هارود دومار

او رابطه‌ای را که بین درآمد، پس‌انداز، نرخ رشد اقتصادی، و تولید ناخالص ملی، وجود دارد بیان می‌کند. به عبارتی عواملی را که او در نظر می‌گیرد عبارتند از: میل به سرمایه‌گذاری، میل به پس‌انداز در جامعه، نرخ رشد اقتصادی و درآمد ملی. ∗ 

پیامدهای توسعه اقتصادی

توسعه اقتصادی با تغییرات بنیادین در اقتصاد کشور همراه است. تعدادی از این تغییرات عبارت‌اند از:

 افزایش سهم صنعت و کاهش سهم کشاورزی در تولید ملی.

افزایش شمار شهرنشینان و کاهش جمعیت روستایی. ∗

افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه

افزایش اشتغال ∗

شاخص‌های توسعه اقتصادی 

از جمله شاخص‌های توسعه اقتصادی یا سطح توسعه‌یافتگی می‌توان این موارد را برشمرد: 

شاخص درآمد سرانه

از تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) به جمعیت آن، درآمد سرانه به‌دست می‌آید. این شاخص ساده و قابل‌ارزیابی در کشورهای مختلف، معمولاً با سطح درآمد سرانه کشورهای پیشرفته مقایسه می‌شود. 

شاخص برابری قدرت خرید (PPP)

شاخص درآمد سرانه از قیمت‌های محلی کشورها محاسبه می‌گردد و سطح قیمت محصولات و خدمات در کشورهای مختلف جهان یکسان نیست. یکی از روش‌ها متداول برای مقایسه ساختار اقتصادی کشورهای مختلف، استفاده از شاخص برابری قدرت خرید است. در این روش، مجموعه‌ای از قیمت‌های حاکم در یک کشور در نظر گرفته می‌شود و از آن برای ارزیابی قیمت تمام کالاهای تولید شده در سایر کشورها استفاده می‌شود. ∗ 

شاخص درآمد پایدار (GNA, SSI)

در این روش، هزینه‌های زیست‌محیطی که در جریان تولید و رشد اقتصادی ایجاد می‌گردد نیز در حساب‌های ملی منظور گردیده (چه به عنوان خسارت و چه به عنوان بهبود منابع و محیط زیست) و سپس میزان رشد و توسعه بدست می‌آید. 

شاخص توسعه انسانی (HDI)

نوشتار اصلی: شاخص توسعه انسانی

این شاخص در سال ۱۹۹۱ توسط سازمان ملل متحد معرفی گردید که براساس این شاخص‌ها محاسبه می‌گردد: درآمد سرانه واقعی (براساس روش شاخص برابری خرید)، امید به زندگی (دربدو تولد) و دسترسی به آموزش (که تابعی از نرخ باسوادی بزرگسالان و میانگین سال‌های به مدرسه‌رفتن افراد است). ∗

حضور فعال زنان در عرصه اجتماعی

هر چه حضور فعال زنان در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیشتر باشد، جامعه توسعه یافته‌تر است. درجوامع توسعه نیافته، نیمی از جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند که اکثراً بیکارند و به این ترتیب نیروی انسانی در این کشورها به نصف کاهش یافته است. 

استقلال ملی

به این مفهوم که سایر دولت‌ها به میزان زیادی نتوانند بر تصمیمات دولت ملی نفوذ و تأثیر به سزا داشته باشند.

چرا زنان به آزادی (توانمند سازی سیاسی) احتیاج ندارند؟

در باب موضوع توانمند سازی زنان و درج آزادی های بیشتر در باب موضوعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی به زنان؛ در نشریه های مختلف سخنان گوناگونی به نشر رسیده است و می رسد. من می خواهم ماهیت موضوع توانمند سازی زنان را از دید شخصی خویش با شما در میان بگذارم.

زن و موضوعات مربوط به او دارای پیچیدگی های ذاتی است که تا الحال بخش اندکی از آن شناخته شده است مثلاً: مردان هیچگاهی نمی توانند ماهیت مادر شدن را درک کنند. این مسئله را همه مردان در هر سطح که هستند به طور محسوس درک کرده و می کنند. ساختار فزیکی و روانی زنان نیز از موضوعات قابل تامل است. مثلاً در جایی خواندم، مغز مردان مانند بکس یا جعبه ای است که برای بدست آوردن اطلاعات آن باید داخل آن جعبه شده و در درون آن به جعبه یا بکس هایی دیگر روبه رو می شوید. جعبه مخصوص خانواده، بکس مخصوص به دانشگاه، جعبه مخصوص کار و تجارت و بر همین قیاس تمام خاطرات مردان داخل جعبه حافظه نگهداری میشوند اما مغز زنان دارای جعبه هایی نیست بلکه همه چیز به هم وصل هستند طور مثال با به خاطر آوردن یک حادثه تمام اتفاقات، عواطف و احساسات تعبیه شده در آن زمان به خاطر و یاد زنان می آید.

همچنان قابل یادآوری است، هارمون های ترشح شده از غده های باطنی زنان و مردان مخالف یکدیگر عمل می نمایند که در زنان هورمون پروجسترون دارای شدت عمل است و در مردان هورمون تستسترون مسئولیت تنظیم رفتار و عملکرد تنظیمات ارگانیزم های داخلی و عکس العمل به پدیده های بیرونی را به عهده دارد.

توانمند سازی و کوشش برای قشری که بالعموم برای پرورش و انتقال خلق شده است در راستای نفوذ و پاسخگویی تاثیرات سوء را به میان خواهد آورد که نتایج آنرا جامعه باید به قیمت گزافی در آینده به پردازد. به عباره ساده تر، ما نمی توانیم به صفتی که در شان ما نیست تلاش پرورش آنرا متضمن شویم.

مسایل سرنوشت ساز یک کشور مانند حاکمیت قانون و مسئولیت پذیر ساختن توده ها و خلق فضای تعهد از عهده زنان خارج است همچنان مسئله حل بحران های اقتصادی، سیاسی، نظامی و دیپلوماسی بین کشورها بار سنگین و مسئولیت خطیر بر زنان است. قوه رهبری ذاتی مردان و نیروی تاثیر پذیری زنان خط فاصل بین درک مسئولیت و توانایی این دو است که هرگز بین شان صلحی نیست.

به عنوان کلام آخر می توان گفت:

نَردِ خدمت چون بنا موضع بباخت ******* شیر سنگین را شَقی شیری شِناخت

من بگویم شرح این از صد طریق ****** لیک خاطر لغزد از گفت دقیق

نسل جدید و توانمند بعدی افغانستان

امروز می خواهم به نسل بعدی افغانستان که روزی این نوشتار را می خوانند چند نصیحت کنم:

1) شما ادامه روند زندگی متعالی هستید که خداوند برای تان هدیه داده است.

2) تا زمانی که خودتان را با خودتان الفت است کامیابی همرای تان است. به اجتماع فعلی تان متعهد باشید.

3) دوست و دشمن سرزمین آباء و اجدادی خویش را بهتر از تذکره تان بشناسید.

4) خودتان برای خودتان تولید و مصرف نمایید ایجاد بازار نمایید روابط عادلانه بسازید مفاد تان باید بر اساس عدالت استوار باشد.

چرا دالر رو به افزایش است؟

سلام خدمت تمام دوستان گلم

در این پست می خواهم یکی از علت های گرانی دالر آمریکایی که نرخ صعودی را برای خویش گرفته را با شما بیان نمایم.

در شهر کابل سرای شهزاده جایی است که صرافان روزانه به داد و ستد ارز های خارجی می پردازند. در این مکان پول را با پول تبادله می نمایند که منفعت آن فیصدی تغییر خرید و فروش ارز های خارجی می باشد. از کلدار پاکستانی گرفته الی ین چین می توان تبادله نمود. حدس عمده من از ناحیه گرانی دالر که نشان دهنده کمیابی یا گردش کم واحد پول آمریکا در کشور است این است که همان طور که احتکار در مواد اولیه صورت می گیرد در سرای شهزاده یا از جانب بعضی از صرافان احتکار اسعاری صورت گرفته است. زیرا منفعت بیشتر در نرخ تبادله بلندتر است. قابل تذکر است از این ناحیه فقط مردم عام که روزانه برای خرید و فروش روانه بازار آزاد Free Market می شوند می گردد. زیرا دکاندار که طور مثال دو ماه پیش به نرخ 70 یک یخچال را 300$ (21.000 افغانی) به فروش می رساند امروز که نرخ 76 است هم به 300$ (22.800 افغانی) به فروش می رساند. بناء مارکیت بازار آزاد برای جامعه با اقتصاد متزلزل ما هیچ وقت به صرفه نبوده و نیست و صرافان که احتکار می کنند با خدا و رسول اش داخل جنگ هستند. یا حق المبین!

سخنی با دنیا

گیتی،آفاق، جهان، عالم، کاینات، چرخ کبود، چرخ نیلوفری و غیره واژه های زبان فارسی مترادف کلمه دنیا که زندگی در حال حاضر معنی می دهد و بالمقابل آخرت است، مورد استفاده قرار می گیرد و من می خواهم در این نوشتار با وی سخن قلیلی داشته باشم به شیوه خویش:

پیش از آن که الله متعال مرا بیافریند ترا بیافرید یعنی عمر تو و تجربه ات از من بیشتر است.

تو آنی که سبب وجود خارجی ام هستی و مرا با تو پیوند خویشی است از سبب عناصر وجودم از تو.

تو مرا و من ترا احساس می کنم در آن زمان که در این جهان پای گذاشتم و هیچ یک را از یکدیگر گریزی نیست به همین سبب من ترا به ناچار تحمل میکنم و تو مرا متحمل می شوی از جبر.

دنیای من، یادت هست در آن زمان که فرستاده چهارم نزد تو آمد و از تو مشتی به عاریت گرفت کاش میدانستم در آن زمان چگونه احساسی داشتی....

ولی، با وجود تمام محبت هایی که در حق ام نموده ایی مرا با تو انسی نیست آیا دیده ای پرنده ایی انیس قفس شود؟ 

Democracy is forbidden

Colonialization have been followed by democracy in shade, western democracy is full of materialistic carrion to enhance controlling and governing, their sovereignty over other nations.

In addition to empowering the technology and comfort of human life, in deep analyzes, the modern technology or (obviously) Nanotechnology were used by militaries.

Democracy is like being in a class full of games and entertainments for passing time, inside you could play, win, and lose but you don’t have any idea about the directorate. In other words, for observing the big picture you need to be out of class to see what you are feeding and using for.

Let me take this straight with a question:

Will your Islamophobia cause non-proliferation of Islam and Islamic  Civilization with its eternal human rights?

عيد مظهر حاكميت الهي مسلمين

با سلام و درود خدمت خواننده معزز، امروز روز چهارم عيد سعيد قربان (عيد سعيد الاضحي) است. به شما و ياران تان مبارك! قصدم از اين نوشتار طوريكه از عنوان آن پيداست، خلق ديدگاه فراموش شده ي اجتماعي در رابطه به گردهمايي و يكجا بودن است. تمام ما انسانها از بودن با خويشان و دوستان لذت مي بريم. هر از گاهي از زمان كاري مان كاسته و اين غنيمت را با دوستان هم طبع تقسيم مي نمائيم. راستي تا الحال از خود پرسيده ايد كه: آيا از با هم بودن با انسانهاي ديگر توانسته ام باري از مشكلات جانب مقابل را كم نمايم؟ آيا ازينكه در پيشرفت يك انسان ديگر در تخصص او چقدر سهيم هستم؟ ببنيد دوستان؛ تنها فرصتي كه در اين زمانه و عصر روابط مجازي مي توان به حقيقت رسيد حضور در مجالس كوچك، بزرگ، فاميلي، آكادميك، دوستانه، حلقات سياسي و غيره است. عيد مظهر حاكميت الهي مسلمانان از طريق ايجاد اجتماعات و گردهمايي هاي اجتماعي كاملاً هويدا است. بيائيد اين سنت نيكو را تا زمان حيات مان ترويج كنيم. با احترام: ف "سعيدي فر"

تقدير از محترم داكتر محمد اشرف غني رئيس جمهوري اسلامي ا

به اساس فرمان شماره ٤٩ مورخ ٢٢/اسد/١٣٩٧ به منظور ايجاد اداره ملي امتحانات " در برگذاري امتحانات همه شمول، شفاف، عادلانه و به وقت همكاري همه جانبه نمايند." اين فرمان و قسمت اخير متن گواه علم دوستي و نشر و پخش عدالت در كشور عزيز ما افغانستان ؛ جناب شان از هيچ نوع تلاش و كوششي فروگذار نمي كند. به داشتن داكتر عبدالله و داكتر غني افتخار مي كنم.

سرمايه داري در گرو جنگ

با شكست بلوك شرق و بالوسيله سيستم اقتصاد پلانگذاري مركزي سوشياليزم و كمونيزم، ما، مردم افغانستان متوجه آينده ملت و سرزمين هاي مان به نسبت جهل و خوش باوري نشديم. اكنون هيولاي مست امپرياليزم را نيز شكست مي دهيم.

اكنون بايد با رهبران فروخته شده به غرب زمين هاي آباد ما دستخوش جنگ بر عليه ملت افغان گرديده است، حادثه جنگ كهندژ، جنگ غزني  نشان دهنده معاملات امنيتي داخلي با غرب است. مجاهدين ما در پروسه DDR خلع سلاح گرديده اند و جوانان ما در گرو انديشه هاي نوآوري و روشن فكري شستشوي مغزي ميگردند. رشادت و دليري نيروهاي مسلح امنيتي با تجهيزات قليل شان ستودني است و مظهر اراده ملت هستند. اردوي ملي افغانستان حافظ ملت افغان است. 

زمانه ما

سلام مي خواهم آينده پريشاني خويش را از بابت انتخابات پارلماني پيشرو به سمع شما دوست عزيز برسانم.

در حال حاضر شرايط كنوني افغانستان رو به وخامت گذاشته است، زيرا؛ مطابق آمار ٤٢٪؜ نفوس كنوني افغانستان بيسواد هستند اما جو حاضر و اينكه ما افغانها از هر شرايط استفاده تمام و كمال را در مورد مبحث سياست و اقتصاد مي بريم، كمتر كسي پيدا خواهد شد كه در زمينه موضوع متذكره آگاهي داشته باشد. ما در شرايط سياسي متولد مي شويم، رشد مي كنيم به بلوغيت ميرسيم و اثري از خود برجاي گذاشته مي ميريم. بازار رقابت گرم است و دغدغه همه شده پيدا نمودن نقطه ضعف حريف.

به هر صورت، ازينكه ما اينجا از بابت اطلاعات درست در مذيقه سختي قرار داريم، بايد انتخاب نمائيم تا سرنوشت سياسي خويش را بدست خويش گيريم. پرسشي كه دامنگير ماست عبارت از: چطور شخصي را انتخاب نمائيم تا قوه تحليل و تجزيه، حس مسئوليت پذيري، عشق به تمام اقوام ساكن كشور، متعهد به قانون و داراي شهرت نيك گذشته از تبليغات موجود باشد؟

چشمه اينترنتي افغانستان نياز به نظارت دارد.

اين پست را از روي نيازمندي شديد كه به احساس گرديد مي نويسم. خيلي از والدين و بزرگان خواستار رفع نيازمندي جوانان، اطفال و افراد خوردسال تحت كفالت خويش هستند، ازينرو به خواسته هاي معقول اطفال خويش رسيدگي مينمايند. دنياي مجازي و استفاده از تسهيلات آن به طور چشمگير و هجومي در حال رشد و ورود بي محابانه به حريم خصوصي ما است. آيا تا حال از خود پرسيده ايد كه با اين همه آزادي سرنوشت اطفال محبوب ما به كدام سو روان است. كلمات فوق يك هشدار آگاهانه است تا متوجه آنها باشيم و دسترسي شان را به دنياي مجازي محدود و زير كنترول خود با استفاده از نرم افزارهاي موجود درآوريم.

چطور دوست خود را انتخاب نماییم؟

انسان یک موجود جامعه زی و جامعه زا است. جامعه عمل متقابل افرادی است که جهت بدست آوردن اهداف مشترک شان با هم سعی و تلاش نموده از مقرراتی اطاعت و سازمانها و نهادهایی بقای آنرا ضمانت میکند. اجتمع انسانی از هویت مشترک خویش آگاه می باشند و هرکس بر فراخور استعداد خویش از این هویت حفاظت و بر غنامندی آن می افزاید.

داشتن دوست یعنی شریک ساختن انسان دیگر به امور و روابط خویش به طوری که از ماهیت این ارتباطات کاملاً آگاه شود، به عباره دیگر دوست داشتن و دوست داشته شدن از جمله غرایض طبیعی و مشروع هویت ذاتی انسان است.

ادامه دارد....